
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
147در وقت ظهر، اهل کرخ مجتمع شدند، و دیوار باب قَلَّائین را خراب نمودند و بر آن دیوار عَذَرَه انداختند. طقطقی دو مرد از شیعیان را کشت، و آنان را بر باب قَلَّائین به دار آویخت پس از آنکه قبلًا نیز سه نفر از آنان را کشته بود و سرهای ایشان را جدا کرده بود، و به سوی اهل کرخ پرتاب کرده و گفته بود: با این سرها نهار خود را تهیه کرده و بخورید!
و از آنجا به دَرِ زعفرانی آمد، و از اهل آنجا صد هزار دینار طلب کرد و آنان را بیم داد که اگر ندهند باب زعفرانی را آتش میزند.
اهل باب زعفرانی با او به مدارا و ملاطفت رفتار کردند، و وی از آتش زدن منصرف گردید و لیکن در فردای آن روز به نزد ایشان رفت و مطالبه نمود. شیعیان باب زعفرانی با او مقاتله نمودند، و از شیعیان یک مرد هاشمی کشته شد که جنازه او را به مقابر قریش در کاظمین حمل کردند.
طقطقی اهل سنّت را از بغداد بیرون آورده، و به سوی مشهد باب التِّبنْ (کاظمین) حرکت داد تا دیوار صحن را سوراخ نمودند، و آنچه در آن بود به غارت ربودند و جماعتی را از قبورشان بیرون آوردند و همه را آتش زدند همچون عَوْنی و ناشی (علیُّ بْنُ وَصیف) و جذوعی (شعرای معروف اهل بیت علیهمالسلام) و جماعتی از مردگان را حمل کردند، و در قبرهای متفرّق و جدا دفن کردند، و در قبرهای تازه و کهنه آتش انداختند، و دو ضریح و دو قبّه از چوب ساج که متعلّق به امام موسی بن جعفر و امام محمّد بن علی بود آتش گرفت، و یکی از دو قبر را حفر نمودند تا جنازه امام را در آورند، و نزدیک قبر احمد بن حنبل دفن کنند که در این حال نقیب رسید، و مردم رسیدند و آنها را از این عمل منع کردند ـ تا آخر.
و این قضیه را مختصراً در «شَذَرات الذَّهَب» ج ٣، ص ٢٧٠ ابن عماد ذکر نموده است و ابن کثیر در تاریخ خود، ج ١٢، ص ٦٢ أیضاً ذکر کرده است.1
- «الغدیر»، ج ٤ ص ٣٠٨ تا ص ٣١٠.
