اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

273
  • ارتحال پدر أمْجَدش هفت ساله یا نه ساله بود، و اضافه كنید كه: حدود دو سال هم كه حضرت امام رضا علیه السّلام در سفر بودند و رابطه ظاهرى در میان نبود؛ بنابراین حضرت جواد الائمّه علیه السّلام فقط پنج سال یا هفت سال پدر را ادراك كرده است.

  •  شما در جواب این مهم مى‌گوئید: علوم آنان علوم لَدُنِّیه مى‌باشد. امام حضور و غیبت ندارد، همان كودك چهار ساله و یا كودك پنج یا هفت ساله به واسطه انكشاف حقایق توحید و معرفت در دل او مى‌تواند امام امّت گردد، و پیشوا و مقتداى پیرمردان هشتاد و نود ساله‌اى شود كه مسلَّماً فاقد این درجه از توحید و معرفت و سعه و إحاطه كلّیه مى‌باشند، و إلّا تقدّم مفضول بر أفضل صورت مى‌گیرد و اشكال شما به ابْن أبِى الْحَدید كه: الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى قَدَّمَ الْمَفْضُولَ عَلَى الافْضَل‌ بى رنگ خواهد شد.

  •  این جواب اختصاص به امام زمان و حضرت جواد ـ علیهما افضل الصّلاة و السّلام ندارد، درباره جمیع امامان از این قرار است. پس امامان داراى علم كَسْبى و داراى علم لَدُنِّى و غیر اكتسابى مى‌باشند.

  •  ثالثاً آیات قرآن كه علم غیب را منحصر در خدا مى‌داند بجاى خود محفوظ است، و لیكن مقصود استقلال است، ولى اگر خدا به غیر خود از جهت ظهور و مظهریت عطا كند و استقلالى در میان نباشد چه اشكالى را در برخواهد داشت؟!

  •  رابعاً دأب شیعه و امامان شیعه این بوده است كه: آیات قرآن همه را با هم مى‌نگریستند و عامّ و خاصّ آنها را ملاحظه مى‌نمودند. آیات حصر علم غیب در خدا عمومیت دارد، ولى آیه:

  • عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‌ غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‌ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً. لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى‌ كُلَّ شَيْ‌ءٍ عَدَداً1 خاصّ است و عموم آنها را تخصیص مى‌زند، و مُفاد و نتیجه‌اش این‌

    1. آيه ٢٦ تا آيه ٢٨ از سوره ٧٢: جنّ «خداوند عالم به تمام غيب است و بس. پس بر غيب خود هيچ کس را واقف نمى‌گرداند مگر آن کسى را که به پيامبرى بپسندد و انتخاب و اختيار نمايد که در اين صورت در پيش رو و در پشت سر آن رسول (از فرشتگان خود) محافظ و پاسدار مى‌گمارد تا بداند که: آن رسولان پيغامها و مأموريّت‌هاى پروردگار خود را به طور تحقيق و کامل ابلاغ کرده‌اند و خداوند به آنچه در نزد رسولان است احاطه و هيمنه دارد و تعداد و شمارش هر چيز را مى‌داند».