
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
244او را امر كرد تا از یمن خارج گردد و به سوى مغرب رهسپار شود، و در آنجا دعوت را انتشار دهد با علمى كه به وى تلقین نمود كه دعوت او حتماً در آنجا به نتیجه خواهد رسید، و تمام خواهد شد.
و بنگر به آنكه: عبید اللَه چون مهدیّه را بعد از قدرت و عظمت دولتشان در آفریقا بنا كرد، گفت: بَنَیْتُهَا لِیَعْتَصِمَ بِهَا الْفَوَاطِمُ سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ. «من این شهر مهدیّه را بنا نمودم تا فواطم1 ساعتى از روز را در آنجا پناه برند.» و محل و موقف صاحب آنجا پناه برند.» و محل و موقف صاحب
شرح حال فواطم در زمان هجرت (ت)
- مراد از فواطم سه فاطمه نام مىباشند که بعد از هجرت رسول اکرم صلى اللَه عليه و آله و سلم از مکه به مدينه، پس از چند روز که أميرالمؤمنين عليه السّلام در مکه به دستور پيامبر توقّف نمود و مواعيد آن حضرت را ادا فرمود آنها را با خود به مدينه هجرت داد و پس از مزاحمت و درگيرى که در اوان طريق، قريش فراهم نمودند و نمىخواستند بگذارند فواطم را از مکه بيرون ببرند و قيام و شدّت أمير المؤمنين و تنها حضرت أقدسش با جماعت آنها که چندين نفر مرد مسلّح بودند و فرارى دادن آنها به واسطۀ بستن مهار شتران بر روى زمين و آمادۀ حمله ور شدن، سرانجام با خوف و خَشْيَتى که بر آنان مستولى شده بود و تا مدينه نيز از تعقيب کفّار ايمن نبودند ايشان را به مدينه رسانيد؛ در روزها و شبهاى ميانه راه که تقريباً نزديک به نود فرسنگ مىباشد پيوسته مشغول ذکر و تسبيح خدا بوده بالاخص در شبهاى تار که آسمان روشن و پر ستاره و اختر درخشان آن نواحى مخصوصاً وضعى جالب و چشمگير دارد، با بيتوته و نماز شب و قيام و سجود و ذکر خدا و خواندن آيات قرآن چنان مست و مدهوش جمال حضرت لا يزالى گشتند که در همان زمان قبل از وصول به مدينه، پروردگار متعال توسط جبرائيل احوالاتشان را به پيغمبر خبر داد و با آيات اواخر سورۀ آل عمران، ثواب و پاداش بارزى را براى آنان مقدّر کرد: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ. الَّذِينَ يَذْکرُونَ اللَهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَکرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَک فَقِنا عَذابَ النَّارِ. رَبَّنا إِنَّک مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ. رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ. رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِک وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّک لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ. فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکمْ مِنْ ذَکرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُکمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَهِ وَ اللَهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ. (آيه ١٩٠ تا ١٩٥، از سورۀ ٣: آل عمران).
حضرت استاذنا الاکرم آية اللَه معظم علّامۀ طباطبائى- قدّس اللَه تربته المبارکة- در بحث روائى از اين آيات ص ٩٥ و ص ٩٦ از ج ٤ تفسير «الميزان» فرمودهاند: از طريق شيعه روايت گرديده است که: آيه” فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا” تا آخر آيه «آن کسانى که هجرت کردند و از خانههايشان اخراج گرديدند و در راه و سبيل من مورد آزار و اذيّت قرار گرفتند و مقاتله کردند و کشته شدند، من هر آينه تحقيقاً از زشتيها و بديهاى ايشان در ميگذرم و هر آينه داخل ميکنم آنان را در بهشتهائى که در زير درختان انبوه و سر بهم کشيدۀ آن نهرهائى روان مىباشد؛ پاداش است از نزد خداوند، و خداوند است فقط که پاداش نيکو نزد اوست.» اين آيات نازل شده است دربارۀ على عليه السّلام چون هجرت کرد به سوى مدينه و با او فواطم بودند: فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت محمّد صلَّى اللَه عليه و آله و سلم و فاطمه بنت زبَيْر و پس از آن در ضجنان ملحق شد بديشان امّ أيْمَن با چند نفر از ضعفاء المؤمنين. ايشان در راه سير ميکردند و ذکر خدا را در جميع احوالشان بجاى مىآوردند تا اينکه به پيغمبر ملحق گشتند و اين آيات نازل شده بود.
بايد دانست که: چون عُبَيد اللَه مهديّه را بنا کرد گفت: آن را بنا کردم تا فَواطِم بتوانند در آن يک ساعت از روز پناه آورند و اين ملجأ و پناه و آرامشگاهى براى آنان باشد در مقابل آن شبهاى هجرت و خوف و دهشت که با عبادت به سرآوردند. و در اين عبارت او نکات بديع فراوان است. و فواطم جمع مؤنّث است و مفردش فاطمه مىباشد مثل طوالب و طالبة؛ و إطلاق فواطم در تواريخ و سير بر اين سه نفر فاطمه نام مهاجر از مکه به مدينه به طورى است که مىتوان گفت: عَلَم بالغلبه براى ايشان گرديده است لهذا عبيد اللَه که مهديّه را از بنيان و أساس بر پا نموده و بنا کرد با اين عبارت ميخواهد برساند که قيام ما در برابر دشمنانمان نتيجۀ هجرت رسول اللَه و فواطم وى در ابتداى زمان هجرت با آن مشکلات و مصائب، الآن است که صورت تحقّق بخود بگيرد. و با إسکان دادن ذرارى رسول اللَه در اين مدينۀ نوبنياد در حقيقت فواطم رنج ديدۀ هجرت کرده به مدينۀ طيّبه که پايهايشان آبله زده و ورم کرده بود سکنى مىگيرند و روح و روانشان شاد مىشود و تسکين مىيابد. و اين تعبير يک گونه استعارهاى است و گرنه تعبير به فاطميّون مىنمود که جمع فاطمى مىباشد.
- مراد از فواطم سه فاطمه نام مىباشند که بعد از هجرت رسول اکرم صلى اللَه عليه و آله و سلم از مکه به مدينه، پس از چند روز که أميرالمؤمنين عليه السّلام در مکه به دستور پيامبر توقّف نمود و مواعيد آن حضرت را ادا فرمود آنها را با خود به مدينه هجرت داد و پس از مزاحمت و درگيرى که در اوان طريق، قريش فراهم نمودند و نمىخواستند بگذارند فواطم را از مکه بيرون ببرند و قيام و شدّت أمير المؤمنين و تنها حضرت أقدسش با جماعت آنها که چندين نفر مرد مسلّح بودند و فرارى دادن آنها به واسطۀ بستن مهار شتران بر روى زمين و آمادۀ حمله ور شدن، سرانجام با خوف و خَشْيَتى که بر آنان مستولى شده بود و تا مدينه نيز از تعقيب کفّار ايمن نبودند ايشان را به مدينه رسانيد؛ در روزها و شبهاى ميانه راه که تقريباً نزديک به نود فرسنگ مىباشد پيوسته مشغول ذکر و تسبيح خدا بوده بالاخص در شبهاى تار که آسمان روشن و پر ستاره و اختر درخشان آن نواحى مخصوصاً وضعى جالب و چشمگير دارد، با بيتوته و نماز شب و قيام و سجود و ذکر خدا و خواندن آيات قرآن چنان مست و مدهوش جمال حضرت لا يزالى گشتند که در همان زمان قبل از وصول به مدينه، پروردگار متعال توسط جبرائيل احوالاتشان را به پيغمبر خبر داد و با آيات اواخر سورۀ آل عمران، ثواب و پاداش بارزى را براى آنان مقدّر کرد: إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ. الَّذِينَ يَذْکرُونَ اللَهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَکرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَک فَقِنا عَذابَ النَّارِ. رَبَّنا إِنَّک مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ. رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ. رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِک وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّک لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ. فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکمْ مِنْ ذَکرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُکمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَهِ وَ اللَهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ. (آيه ١٩٠ تا ١٩٥، از سورۀ ٣: آل عمران).
