
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
209مقامات ربّانیّه در معارف إلهیّۀ غیر متناهیه، طبق مدارج كمال عروج مىنمایند؛ چرا كه براى عرفان خداى متعال نهایتى نیست، و در درجات قرب او انتهائى تصوّر ندارد. و این معنى از روایاتى مشهود است.
و معلوم است كه: ایشان در ابتداى امر امامتشان اگر علمى را فراگیرند، در آن درجه و مرتبه از عمل درنگ نمىنمایند؛ و به سبب ازدیاد مقام قرب و طاعات، زیادتىهائى از علم و حكم و ترقّیات در معرفت خدا براى ایشان حاصل مىگردد. و چگونه ممكن است براى آنان ترقّى نباشد در حالى كه این ترقّیات راجع به سایر مخلوقات با وجود نقص قابلیّت و استعدادشان مشهود است؟ و آن ذوات مقدّسه سزاوارتر و مناسبتر مىباشند كه ترقّیات در آنها به وجود آید.
و شاید این وجه یكى از وجوه استغفار و توبۀ آنان در هر روز هفتاد بار و بیشتر بوده باشد؛ زیرا در وقت عروجشان به هر درجۀ رفیعه از درجات عرفان، مىدیدهاند كه: ایشان در مرتبۀ سابقۀ از آن در نقصان بودهاند؛ بنابراین از آن نقص استغفار مىنمودهاند و به سوى خداى تعالى توبه مىكردند.
این وجوه مجموع آن احتمالاتى بود كه در حلّ این مشكل بر دل من وارد شد. و من از خداوند طلب غفران مىكنم از آن گفتار و كردارم كه موجب خشنودى و رضاى او نیست.1
أقول: این وجه بسیار متین است، و لیكن مرحوم جدّ، حیات سابقه و لاحقۀ بر این عالم را سابق و لاحق زمانى پنداشته است؛ و أئمّه علیهم السلام را طبق این اخبار در معناى أزل و ابدى كه در دو سر طولى دنیا واقعند، داراى مقامات و درجات نامتناهى عرفان قرار داده است؛ با آنكه طبق حركت جوهریّه النَّفْسُ جِسْمَانِیَّةُ الْحُدُوثِ رُوحَانِیَّهُ الْبَقَاء و آیات مباركات ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ تمام آن درجات و مقامات در همین نشأۀ مادّه و عالم طبع حاصل است؛ و ابد و ازل دو سر این سلسله
- همين مصدر.
