
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
186(بهشتهاى نعیم) پاداش میدهم.» اى كاش من مى فهمیدم مَثَل ایشان چیست؟!
و از جملۀ اغلاط آن این است: «وَ لَقَدْ أرْسَلْنَا مُوسَى و هارونَ بِمَا اسْتُخْلِفَ فَبَغَوْا هارونَ فَصَبْرٌ جَمِیلٌ».
«و هر آینه تحقیقا ما فرستادیم موسى و هارون راى با آنچه خلیفه و جانشین گردیده بود؛ پس آنان هارون را طلب كردند. پس صبر جمیل پسندیده مى باشد.» معنى این سخنان غضب آلوده چیست؟! و معنى بِمَا اسْتُخْلِفَ كدام است؟!1 و معنى فَبَغَوْا هارونَ چه مى باشد؟!2 و ضمیر در بَغَوْا به چه رجوع مى كند؟! و امر به صبر جمیل براى چه كسى مى باشد؟!
و از جملۀ اغلاط آن این است: و لَقَدْ آتَیْنَا بِکَ الْحُکْمَ کَالَّذِى مِنْ قَبْلِکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ و جَعَلْنَا لَکَ مِنْهُمْ وَصِیًّا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ.»
«و هر آینه ما تحقیقاً به تو حكم را دادیم مانند پیامبران مرسلى كه پیش از تو بودند؛ و ما قرار دادیم براى تو از ایشان وصیّى را، به امید آنكه ایشان بازگردند.»
معنى آتَیْنَا بِکَ الحُکْمَ چیست؟!3 و ضمیر در كلمۀ مِنهُمْ و لَعَلَّهُمْ به چه رجوع
- حرف «باء» در بِمَا اسْتُخْلِفَ در ترکيب موجود، ظهور در معناى مصاحبت دارد (مثل آيۀ ٣٣ از سورۀ ٩: توبه: ... أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى ...، و آيۀ ٣٨ از سورۀ ٥١: ذاريات: ... أَرْسَلْنَاهُ إلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ ...) که در اينجا معناى مناسبى ندارد، و همچنين حذف ضمير عائد مجرور از صله در اين عبارت جائز نمى باشد و معنى را ناتمام نموده است. و اگر بجای آن گفته بود: لِمَا اسْتُخْلِفَ لَه (يا فيه) معنى اينچنين مى شد: «براى آنچه بدان خليفه و جانشين گرديده بود.»- (م)
- بَغَى در صورتى که بدون و اسطه متعدى به مفعول شود به معناى طَلَبَ مى باشد (مثل آيۀ ١٦٤ از سورۀ ٦: أنعام: قُلْ أَ غَيرَ اللَهِ أَبغِي رَبًّا ...) که در اينجا مناسبتى ندارد، و در صورتى بمعناى ظَلَمَ- که احتمالا مورد نظر اين تلفيق کننده بوده است- خواهد بود که با حرف جرّ علَى آورده شود (مثل آيۀ ٧٦ از سورۀ ٢٨: قصص: إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغَى عَلَيْهِمْ ...)؛ فَبَغَوْا عَلَى هارون يعنى «پس آنان بر هارون ستم روا داشتند.»- (م)
- فعل آتَى بدون واسطه متعدّى به دو مفعول مى شود (مثل آيۀ ٨٧ از سورۀ ١٥: حجر: ... آتَيْنَاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي ...، و آيۀ ١٢ از سورۀ ١٩: مريم: ... آتَيْناهُ الْحُکْمَ صَبِيًّا) و آوردن باء بر سر مفعول آن صحيح نبوده و معنى ندارد. (م)
