اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

182
  • لَکَتَبْتُهَا: «الشَّیخُ و الشَّیخَةُ فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ.»

  •  و حاكم و ابن جریر تخریج نموده، و ابن جریر أیضاً صحیح شمرده است كه عمر گفت: چون این آیه فرود آمد من به حضور رسول اللَه صلى اللَه علیه و آله و سلّم رسیدم و گفتم: اكْتُبها! و در نسخۀ «كنز العمّال» است: أكْتِبْنِیها! و گویا رسول خدا از آن كراهت داشت. و عمر گفت: آیا نمى‌بینى كه پیرمرد اگر زنا كند و محصن نباشد تازیانه مى‌خورد، و جوان اگر زنا كند و مُحْصِن باشد سنگسار میگردد؟! پس محدّثین چنین روایت مى‌كنند كه: عمر مى‌گوید: رسول خدا كراهت داشت كه آیۀ نازل شده از آسمان نوشته گردد؛ و عُمَر وجوه خَلَل آن را مى‌شمرد. اى شگفتا از این حدیث سازان!

  •  و در «إتقان» است كه: نسائى تخریج نموده است كه: مروان به زید بن ثابت گفت: ألَا تَکْتُبُهَا فِى الْمُصْحَفِ؟!

  •  «آیا این آیه را در مصحف نمى‌نویسى؟!»

  • قَالَ: أ لَا تَرَى أنَّ الشَّابَّینِ الثَّیِّبَینِ یُرْجَمانِ؟ وَ قَدْ ذَکَرْنَا ذَلِکَ لِعُمَرَ فَقَالَ: أنَا أکْفِیکُمْ! فَقَالَ: یا رَسُولَ اللَهِ اکتُبْ لِى آیَةَ الرَّجْمِ! قَالَ: لا تَسْتَطِیعُ! انتهى.

  •  «گفت: مگر نمى‌بینى دو جوان غیر باكره را كه رجم میگردند؟ و ما این را به عمر تذكّر دادیم. گفت: من از عهده این مشكل براى شما بر مى‌آیم! پس گفت: اى رسول خدا! براى من آیۀ رجم را بنویس! گفت: تو نمى‌توانى!»

  •  بنابراین زید بن ثابت بر این آیه اعتراض دارد. و چون محدّثین مشاهده كردند: تدافع میان گفتار عمر: اکتُبْهَا لِى! «تو آن را براى من بنویس!» و میان گفتار پیغمبر: لا تَسْتَطِیعُ: «تو نمى‌توانى!» را، گفتند: مراد عمر از این گفتارش كه گفت: اكْتُبْ لِى این بوده است كه: اِئْذَنْ لِى بِکِتَابَتِهَا! «به من اجازه بده تا بنویسم!»

  •  گویا ایشان نمى‌دانند كه عمر عرب بوده است و از كلامش: «اجازه به من بده تا آن را بنویسم» به لفظ «بنویس تو براى من» تعبیر نمى‌كند. و با وجود این نتوانستند وجه معقول و مقبولى را براى كلام رسول اللَه: لا تَسْتَطِیع‌ «تو نمى‌توانى» ذكر نمایند.