
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
173است كه: أبو موسى أشعرى به دنبال قرّاء أهل بصره فرستاد و آنها را طلب كرد و سیصد تن مرد كه قارى قرآن بودند بر او وارد شدند و گفت: شما برگزیدگان و بهتران أهل بصره و قاریان آنان مىباشید، پس قرآن را تلاوت نمائید، و زمانى طولانى بر شما نخواهد گذشت كه دلهایتان را قساوت فرا مىگیرد همان طور كه دلهاى كسانى را كه پیش از شما بودند قساوت فرا گرفت. و ما چنین بودیم كه قرائت مىنمودیم سورهاى را كه در درازا و شدّتش آن را به سورۀ برائت تشبیه مىكردیم. من آن را فراموش كردهام مگر آنكه به همین مقدار از آن را حفظ دارم:
لَوْ کانَ لِابْنِ آدَمَ وَادِیَانِ مِنْ مَالٍ لَابْتَغَى وَادیاً ثَالِثاً، وَ لَا یَمْلَأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إلَّا التُّرَابُ.
«اگر براى پسر آدم دو وادى از مال مىبود هر آینه او سوّم را جستجو مىنمود؛ و شكم پسر آدم را چیزى پر نمىكند جز خاك.»
و ما در آن زمان اینطور بودیم كه سورهاى را قرائت مىنمودیم كه آن را به یكى از مُسَبّحات1 تشبیه مىكردیم و من آن را فراموش كردهام الَّا اینكه فقط از آن این فقره را حفظ دارم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ فَتُکتَبُ شَهَادَةٌ فِى أعْنَاقِکُمْ فَتُسْأَلُونَ عَنْهَا یَوْمَ الْقِیَمَةِ!2
- مسبّحات عبارتند از پنج سورۀ قرآن که ابتدائشان با تسبيح شروع مىشود: حَديد، حَشْر، جمعه، صفّ، تغابن.
- شيخ محمود أبوريّه در کتاب «أضواء على السّنّة المحمّدية» طبع سوّم، ص ٢٥٦ و ص ٢٥٧ در ضمن بحث از مفتريات در روايت، بعد از شرح مفصّلى گويد: بلائى که روايات بر سر ما آورده است به اينجا توقّف نمىيابد بلکه پيوسته تمادى پيدا نموده است در جاهائى که خطيرتر از اينها مىباشد تا اينکه گمان کرده است که در قرآن نقصى و لحنى موجود است و غير اينها از آنچه که در کتب سنّت وارد شده است. و ما اگر بخواهيم جميع آنها را ذکر کنيم گفتار به درازا انجامد، و ليکن ما به دو مثال از آنچه که در نقص قرآن آوردهاند اکتفا مىنمائيم، و آنها را از کتب معمولى و عادى أهل سنّت نمىآوريم بلکه از آنجائى که صحيحين آنها را ثبت و ضبط نموده و شيخين بخارى و مسلم آنها را روايت کردهاند ذکر مىکنيم: بخارى و غيره از عمر بن خطّاب روايت کردهاند که بر فراز منبر گفت: انّ اللَه بعث محمّداً (در اينجا ابوريّه تمام آن روايت را بيان مىکند و پس از آن مىگويد:) مسلم از أبو الاسود از پدرش تخريج کرده است که: أبو موسى اشعرى به سوى قرّاء بصره فرستاد (در اينجا أبو ريّه تمام روايت مسلم را تا آخر ذکر مىنمايد و سپس مىگويد:) ما تا همين مقدار از رواياتى که بيان کردهايم بدان اکتفا مىکنيم و آن مقدار کفايت مىکند که بدانيم: روايات چه بلائى حتّى به کتاب أوّل مسلمين که قرآن کريم است آورده است. و نمىدانيم: چگونه اين رواياتى که پرده بر مىدارد از آنکه در قرآن نقيصه مىباشد، و مثل اين مطاعن را متحمّل مىشود با گفتار خداوند سبحانه إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ، سازگار است؟! اللَهمّ إنّ هذا أمرٌ عجيب يجب أن يتدبّره أُولوا الالباب «بار پروردگار من! حقيقةً اين امر شگفت انگيزى است که واجب است دانشمندان خردمند در آن تدبّر کنند.»
