اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج14

0
اعتقادات

جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهل‌سنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • اهمیت تدریس و کتابت  • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر  • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است‏  • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله‏»  • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث  • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان  • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت  • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف   • نقدی بر مکتب اخباری  • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت  • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن  • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهل‌بیت بوده است

امام شناسی ج14

106
  • واردۀ در تفسیر آیات و حوادث واقعه در صدر اسلام بنماید، قابل شكّ و تردید نیست.

  •  مهم‌ترین چیزى كه براى دشمنان دین حائز اهمیّت بود به طورى كه از هر گونه مساعى در إطفاء نور آن، و خاموش نمودن آتش آن، و محو و نابود ساختن اثر آن دریغ نمى‌نمودند، و با تمام تجهیزات بدین مهمّ قیام نموده بودند قرآن كریم بود. قرآن كریم عبارت بود از كَهْف مَنیع و رُكْن شدیدى كه جمیع معارف دینیّه به سوى آن پناه مى‌برد و آن را حِصْن حَصین و ملجأ و پناه براى خود مى‌گزید. اوست سند زنده جاودان براى منشور نبوّت و موادّ دعوت دین در همۀ مراحل. زیرا دشمنان به خوبى مى‌دانستند كه اگر قرآن از حجیّت سقوط كند، امر نبوّت فاسد مى‌شود و نظام دین مختل مى‌گردد، و در بناى عظیم و بنیۀ دینى دیگر سنگى بر روى سنگى برقرار نخواهد ماند.

  •  و عجب است از این افرادى كه احتجاج مى‌نمایند به روایات منسوبۀ به صحابه و یا به إمامان أهل البیت علیهم السلام بر تحریف كتاب اللَه سبحانه و إبطال حجیّت آن؛ با وجود آنكه با بطلان حجیّت قرآن، نبوّتْ بیهوده و بى فائده مى‌گردد، و معارف دینیّه لغو و بدون اثر مى‌ماند!

  •  و این گفتار ما چه ارزشى دارد كه بگوئیم: مردى در فلان تاریخ ادّعاى نبوّت نمود و قرآن را سند معجزۀ خود آورد، و لیكن خودش مرد، و قرآنش تحریف شد، و در دست ما چیزى باقى نماند كه به واسطۀ آن امر دین تأیید گردد مگر آنكه مؤمنین به آن پیغمبر، إجماع بر صدق وى در دعوتش نمودند و آن قرآنى را كه او آورد معجزه‌اى بود كه دلالت بر نبوّتش مى‌نمود؛ و اجماع حجّت است براى آنكه آن پیغمبر مذكور حجیّت آن را اعتبار نمود و یا آنكه كاشف است مثلًا از گفتار امامان أهل بیت او.

  •  و بالجمله احتمال دَسّ و وَضْع كه جِدّاً احتمال قریبى است و مؤیّد به شواهد و قرائنى است، حجّیت این روایات را دفع مى‌كند و اعتبارشان را خراب مى‌نماید و با