
امام شناسی ج14
جلد چهاردهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تدوین حدیث نزد شیعه و اهلسنت» و «بحثی مبسوط در عدم تحریف قرآن» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • اهمیت تدریس و کتابت • منع عمر از كتابت حديثِ پيامبر • منع عمر از كتابت بر اساس اغراض سياسى بوده است • آفات اعتقاد به «حسبنا كتاب الله» • دلایل نیاز به سنّت پیامبر و همچنین شواهد بسیار تاریخی بر مطلوبیت کتابت حدیث • اعتراف أحمد أمين به غلط بودن خلافت أبو بكر و عمر، و مطاعن عثمان • اعترافات احمد امين به منع عمر از وصیت پیامبر در مرض موت • بحثی مفصل در عدم تحریف قرآن، و نقد و بررسی ادلۀ قائلان به تحریف • نقدی بر مکتب اخباری • بحثی مشروح دربارۀ تدوین حدیث در نزد اهل سنت • ابحاثی درباره روایات اسرائیلیات، روایات ابوهریره و مانند آن • کتابهایی غیر از قرآن که در خانۀ اهلبیت بوده است
امام شناسی ج14
104کذَلِک اللَهُ رَبِّى. «اینطور است خداوند: پروردگار من! اینطور است خداوند: پروردگار من!»
و از قبیل قصور دلالت است اختلاف روایات در لفظ آیهاى كه ما در كثیرى از آیات معدودۀ از جملۀ محرّفات مىیابیم مثل آنچه وارد است در قول خداى تعالى:
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ «و حقّاً خدا شما را در سرزمین بَدْر در حالى كه ذلیلان بودید یارى كرد.» كه در بعضى آیه این طور وارد است: وَ لَقَدْ نَصَرَکمُ اللَهُ بِبَدْرٍ وَ أنْتُمْ ضُعَفَاءُ. «و حقّاً خدا شما را در سرزمین بَدْر یارى كرد در حالى كه ضعیفان بودید!» و در بعضى از آنها این طور وارد است: وَ لَقَدْ نَصَرَکمُ اللَهُ بِبَدْرٍ وَ أنْتُمْ قَلِیلٌ «و حقّاً خدا شما را در سرزمین بَدْر یارى كرد در حالى كه أفراد شما كم بود!»
و اینگونه اختلاف چه بسا قرینه است براى آنكه مراد از آن تفسیر به معنى است همچنان كه در همین آیۀ مذكوره مشاهده شد.
و مؤید این گفتار آن است كه: در بعضى از آنها وارد است كه امام علیه السّلام فرمود: لَا یَجُوزُ وَصْفُهُمْ بِأنَّهُمْ أذِلَّةٌ وَ فِیهِمْ رَسُولُ اللَهِ صلى اللَه علیه و آله. «جایز نیست توصیف مؤمنین به آنكه ایشان ذلیلانند، در حالى كه در میان آنها رسول خدا صلى اللَه علیه و آله بوده است.»
و چه بسا اختلاف جهتى ندارد مگر تعارض و تنافى بین روایات كه همین تنافى موجب سقوط آن روایات مىگردد، مثل آیۀ رَجْم همان طور كه در روایات خاصّه و عامّه وارد است. و در بعضى بدین عبارت است:
إذَا زَنَى الشَّیخُ وَ الشَّیخَةُ فَارْجُمُوهُمَا ألْبَتَّةَ فَإنَّهُمَا قَضَیا الشَّهْوَةَ!
«زمانى كه پیرمرد و پیرزن زنا كنند، البتّه واجب است آنها را رجم (سنگسار) كنید، زیرا كه ایشان دوران شهوت را پشت سر گذاردهاند.»
و در بعضى بدین عبارت است: بِمَا قَضَیا مِنَ اللَّذَّةِ. «زیرا كه آنها دوران لذّت را سپرى نمودهاند.»
و در آخر بعضى از آنهاست كه: نَکالًا مِنَ اللَهِ وَ اللَهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ. «این پاداش و انتقامى است از جانب خدا؛ و خداوند علیم و حكیم است.»
