اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج13

48٬277
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

سرای جاوید

امام شناسی ج13

62
  • گفتار خالد بن ولید درباره فرار عمر

  •  و أیضاً واقدى از ابن أبى سَبْرَة، از أبو بكر بن عبد الله بن أبى جَهْم كه نام أبى جهم عُبَید است روایت مى‌كند كه او گفت: خالد بن ولید وقتى كه در شام بود براى مردم مى‌گفت: الْحَمْدُ لِلّهِ الّذى هَدانى لِلْإسْلامِ‌ «سپاس مر خداى راست كه مرا به اسلام رهنمون شد.» من خودم را با عمر بن خطّاب دیدم در وقتى كه به حركت آمده و دور مى‌گشتند و پا به فرار گذارده بودند در روز احد، و با عمر بن خطّاب یك نفر نبود، و من در میان كتیبه و لشگرى انبوه بودم و عمر بن خطّاب را احدى از آن كتیبه غیر از من نشناخت، و من راهم را كج كردم و ترسیدم اگر او را به بعضى از كسانى كه با من بودند معرفى كنم، به سوى او رفته و قصد هلاكتش را بنمایند1، و چون به او نظر كردم دیدم رو به شِعْب مى‌رود.2

  •  طبرى در تاریخ خود با سند متّصل از قاسِمُ بْنُ عبد الرّحمنِ بن رافع روایت كرده است كه: أنَسُ بْنُ نَضْرٍ ـ عموى أنس بن مالك ـ در روز احد، به عمر بن خطّاب و طلحة بن عبید الله در میان مردانى از مهاجر و أنصار رسید كه همگى دست از جنگ‌

    1. عمر بن خطاب پسر عمه خالد بن وليد است (سيره حلبيّه ج ٣، ص ٢٢٤ و تاريخ ابو الفداء ج ٧، ص ١١٥).
    2. «مغازى» واقدى، ج ١، ص. ٢٣٧ شيخ طبرسى در «اعلام الورى» ص ٩٠ آورده است که: چون خالد بن وليد با جمعى از مشرکين به شعب آمد و آنجا را خالى ديد، خود را به عبد الله بن جبير رسانده و وى را کشت و از آنجا به پشت سر مسلمين حمله کرد و شمشير در آنها نهاد. مسلمين گريختند و ابليس لعنه الله صدا زد: قُتِلَ محمّد «محمد کشته شد». در حالى که رسول خدا صلّى الله عليه و آله در ميان دسته ديگر از مسلمين که عقب‌تر بودند و مسلمين را به خود فرامى‌خواند و مى‌گفت: أيّها الناس! أنا رسول الله و إنّ اللهَ قد وَعَدنى النّصر فإلى أين الفرار؟ و مردم مى‌شنيدند اما به رسول خدا منعطف نمى‌شدند. صداى ابليس تا خانه‌هاى مدينه رسيد و فاطمه سلام الله عليها فرياد برداشت؛ و زن هاشميّه و زن قرشيّه‌اى در مدينه نماند مگر آنکه دست خود را بر سر گذارده و با فاطمه صيحه زنان از مدينه به سوى احد روان شدند.
/ 12