
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
56مىكشم. پس با شمشیرش بر پیغمبر زد، و در همان لحظهاى كه شمشیر بر سر پیامبر كشیده بود، عتبة بن أبى وقّاص تیر به آن حضرت زد، و در بدن آن حضرت دو زره بود. در این حال پیغمبر در حفرهاى كه در برابر او حفر كرده بودند افتاد و پوست از دو زانویش كنده شد. و ضربهاى كه در این حال ابن قمیئه زد به واسطه دو زره بودن آن حضرت كارگر نشد امّا به واسطه فشار و سنگینى ضربه شمشیر ابن قمیئة، پیامبر بدنش سست شد و به واسطه همین ضربه بود كه در گودال بیفتاد.1 رسول خدا صلّى الله علیه و آله از گودال برخاست و طلحه از پشت كمك كرد و على [علیه السلام] دو دست او را گرفت و از گودال بیرون آورده، سرپا بایستاد.2
و نیز واقدى آورده است كه: أبو سعید خُدْرى مىگفت: چهره رسول أكرم صلّى الله علیه و آله در روز احد آسیب دید به طورى كه دو حلقه از حلقههاى كلاهخود در دو استخوان گونه رسول الله فرو رفت و چون آنها را بیرون كشیدند خون مانند سیلان مشك جارى شد.3
آنگاه با چنین خصوصیات و كیفیاتى، تنها گذاردن پیغمبرى كه انسان مدّعى است ازهرجهت باید جان و مال و عِرضْ و ناموس و تمام جهات حیاتى خود را فداى او كند چقدر دور از انصاف است؟! تا آنجا كه آیه مباركه قرآن شرح این فرار را بازگو كند و مسلمین را در برابر این خطیئه عظیمه سرزنش نماید
- : در «اعلام الورى» ص ٩٢ آورده است که: چون در غزوه احُد به رسول الله گفتند: چرا اين قوم را نفرين نمىکنى؟! گفت: اللهم اهْدِ قومى فانّهم لا يعلمون «بار پروردگارا قوم مرا هدايت کن زيرا که آنان نمىدانند». ابن قميئه که از مشرکين بود، حربه دستى به آن حضرت پرتاب کرد که به دستش اصابت کرد و شمشير از دستش افتاد، و به رسول الله گفت: خُذها منّى و أنا ابن قميئة «بگير از من اين ضربه را! من پسر قميئه هستم». رسول الله صلّى الله عليه و آله گفت: أذلّک الله و أقماک «خدا تو را ذليل و خوار گرداند». و عتبة بن أبى وقّاص چنان ضربهاى به رسول خدا زد که دهانش خونآلود شد. و عبد الله بن شهاب سنگى از زمين برداشته و به مرفق آن حضرت زد.
- مغازى واقدى» ج ١، ص ٢٤٣ و ص ٢٤٤.
- مغازى» ج ١، ص ٢٤٧.
