
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
54زخمهاى وى به واسطه عمق جراحت، فتیله گذاشتند.
زخمهایى كه در احد بر رسول خدا (ص) وارد شد
خود رسول أكرم صلّى الله علیه و آله در این غزوه چنان سنگ بر چهرهاش خورد كه استخوان شكست و خون جارى شد و قطع نمىشد و حلقههاى زره در استخوان سیماى او فرورفته بود و گیر كرده بود و بیرون نمىآمد و با شمشیر بر لبان مباركش چنان زدند كه دندانهاى رباعیه1 او شكست و چندین بار از فشار ضربات وارده و شدّت زحمتِ زره سنگینى كه در برداشت بیهوش شد، و در گودالهائى كه أبو عامر راهب فاسق به دستیارى مشركین مكّه در زمین احُد حفر كرده بود بیفتاد و از حال رفت و نمىتوانست بیرون آید و چنان تشنگى بر او غلبه كرده بود كه بعد از خاتمه جنگ چون آب آوردند و نزدیك دهان برد نتوانست آن را بیاشامد.
و آنقدر تیر و سنگ و نیزه و شمشیر بر او زدند كه خدا میداند، زیرا كتیبههاى سیصد نفرى و دویست نفرى، سواره و پیاده، به ریاست خالِد بْن وَلید و عِكْرمَة بْن أبى جَهْل و ضِرار بْن خَطّاب و عُتْبَة بْن أبى وَقّاص و عَبْد الله بْن شِهاب و ابْن قَمِیئَة و ابَىّ بْن خَلَف، دسته جمعى یكباره به حمله واحد مانند مرد واحدى كه حمله كند، حمله میكردند. أمّا چون رسول خدا دو زره به روى هم در تن كرده بود و كلاهخود بر سر داشت2 و یاران باوفائى همچون أبو دجانه و سهل بن حنیف و قلیلى از
- چهار دندان از جلوى دهان را ثنايا گويند، دو از بالا و دو از زير؛ و چهار دندان متّصل به آنها را رُباعيّات گويند، دو از بالا و دو از زير؛ و چهار دندان متّصل به رَباعيات را أنياب گويند، دو از بالا و دو از زير.
- علّامه سيّد شرف الدّين عاملى در کتاب «النصّ و الاجتهاد» طبع دوّم، ص ٢٥٤ آورده است که: چون خالد بن وليد ديد أصحاب پيغمبر در دهانه کوه کم شدهاند بر ايشان يورش آورد و با همراهان خود بر أصحاب رسول الله از پشت سرشان تاخت. در اين هنگام فراريان و منهزمان از مشرکين که در خود نشاط جديدى يافتند مبادرت به جنگ با مسلمين نمودند و پس از آنکه هفتاد نفر از شجاعان آنها را کشتند که از جمله أسَد الله و أسد رسوله: حمزة بن عبد المطلّب بود بقيّه را فرارى دادند. و خود رسول الله در آن روز جنگ شديدى نمود. آنقدر تير پرتاب کرد تا تيرهايش تمام شد، و خم گوشه کمان او شکست، و وَ تَرش پاره شد و دو گونهاش آسيب ديد و پيشانيش نيز آسيب ديد و دندان رباعيات سفلاى او شکست و لبانش- بأبى هو و امى- پاره شد، و ابن قميئه با شمشير بر او چيره گشت.
