اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

105
  • «اى بى‌پدران! سبب آن چیست كه قومى و گروهى سید و سالار خود را ترك كرده‌اند؟ سید و سالارى مثل محمّد كه پیوسته متعهّد در حمایت و حفظ حقوق ذوى الحقوق و ذوى الحمایت است، در مرّات عدیده و كرّات كثیره، در كارهاى معروف و پسندیده؟!»

  •  و علّامه امینى پس از دو بیت: وَ أبْیض، وَ یلُوذُ بِهِ الْهُلّاک‌ این بیت را هم اضافه دارد:

  • وَ مِیزَانُ عَدْلِ لَا یخِیسُ شَعِیرةٌ***وَ وَزَّانٌ صِدْقٍ وَزْنُهُ غَیرِ هَائِلِ‌1
  •  «محمّد ترازوى عدلى است كه به قدر وزن یك دانه جو انحراف ندارد و میزانگر راستینى است كه وزن او صحیح بوده و به هیچ وجه در آن جاى نگرانى نیست.»

  •  از این مطالب روشن مى‌شود كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله به حضرت أبو طالب كمال علاقه را داشته است، و به شعرش كمال توجّه و عنایت را داشته است، اما در این وهله و مرحله خطیر، رسول خدا در بستر مرگ وقایعى را مشاهده مى‌كند كه به قدرى نگران كننده است كه شعر أبو طالب فراموش مى‌شود.2

    1. «الغدير» ج ٧، ص ٣٤٦ از «شرح صحيح بخارى» قسطلانى، ج ٢، ص ٢٢٧، و المواهب اللّدنّية» ج ١، ص ٤٨، و «الخصائص الکبرى» ج ١، ص ٨٦ و ١٢٤، و «شرح بهجة المحافل» ج ١، ص ١١٩، و «السيرة الحلبية» ج ١، ص ١٢٥، و «السيرة النبويّة» زينى دحلان در حاشيه حلبيّه، ج ١، ص ٨٧، و «طلبة الطالب» ص ٤٢.
    2. و شاهد و دليل روشن بر آنکه منظور حضرت رسول أکرم صلّى الله عليه و آله از نخواندن شعر ابو طالب و خواندن اين آيه، عطف توجّه مسلمين را به ارتداد و کفر صحابه رياست طلب بوده است، آنست که در قرآن کريم آيات بسيارى در مقام و شأن و عظمت پيغمبر و مؤمنين واقعى وارد شده است مثل آيه ٢٩، از سوره ٤٨: فتح: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُکعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ- تا آخر آيه، و مثل آيه ٢ از سوره ٤٧: محمّد صلّى الله عليه و آله: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‌ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ. در اين صورت چه داعى براى رسول خدا بود که از خواندن اين آيات صرف نظر کند و آيه‌اى را که دلالت بر ارتداد و کفر اصحاب پس از رحلت خود مى‌کند، بخواند؟