اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

95
  • در وقتى كه دیدم بر سر حمزه چه آورده‌اند! رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: راست مى‌گوئى! بِئْسَ الْقَوْمُ کانُوا لِنَبِیهِمْ‌ «بد قومى براى پیغمبرشان بوده‌اند.»1

  •  نكته سوم: ابن ابى الحدید از واقدى آورده است كه گویند: آن كس كه پیشانى رسول الله را شكافت ابن شهاب بود، و آن كس كه باطن دندان رباعى او را شكست و لبان پیامبر را خون آورد عُتْبة بن ابى وقّاص بود، و آن كس كه دو برآمدگى استخوانهاى گونه‌هاى حضرت را شكست تا حلقه‌هاى كلاه‌خود در آن فرو رفت ابن قَمیئة بود و خون از شكست پیشانى حضرت به طورى جارى شد كه محاسنش را آغشته كرد. و سالم غلام ابو حذیفه خون را از چهره او مى‌شست و رسول خدا مى‌فرمود: کیفَ یفْلِحُ قَوْمٌ فَعَلُوا هَذَا بِنَبِیهِمْ وَ هُوَ یدْعُوهُمْ إلَى اللهِ تَعَالَى؟ «چگونه ممكن است سعادتمند شوند قومى كه این‌گونه با پیمبرشان عمل مى‌كنند در حالى كه او آنها را به خدا مى‌خواند؟!»

  •  این آیه نازل شد: لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‌ءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ‌2و3 «تو به هیچ وجه صاحب اختیار نیستى! خداست كه اگر بخواهد از آنان مى‌گذرد و اگر بخواهد ایشان را عذاب مى‌كند به سبب آنكه ستمكارند.»

  • در مقام عزت ربوبى، هیچ چیز مقاومت ندارد

  •  در اینجاست كه مقام عزّت و عظمت ذات اقدس احدیت حتّى یك خواهش هم براى پیامبرش باقى نمى‌گذارد و حكم به عدم رستگارى و فلاح را از او مى‌گیرد و جدّاً مى‌گوید: تو بنده من هستى و حقّ دخالت در امر مرا ندارى! به چه مناسبت حكم به عدم فلاح ایشان كردى؟! منم كه خداوندم. منم كه داراى عزّت و جلالم. در

    1. «شرح نهج البلاغة» طبع دار إحياء الکتب العربيّة، ج ١٥، ص ١٧ و ص. ١٨
    2. آيه ١٢٨، از سوره ٣: آل عمران.
    3. «شرح نهج البلاغة» ج ١٥، ص ٤، و نيز ابن هشام در «سيره»، ج ٣، ص ٥٩٧، و مير خواند در «روضة الصّفا» طبع سنگى ج ٢، و طبرى در «تاريخ» طبع دار المعارف مصر، ج ٢، ص ٥١٥ آورده است. و واقدى در «مغازى» ج ١، ص ٣٢٠ پس از ذکر اين آيه مبارکه در تفسير فإنّهم ظالمون گويد: يعنى آن کسانى که در روز احُد هزيمت نمودند.