اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

82
  • جَعَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه و آله یذَکرُهُمْ امُوراً أ نَسِیتُمْ یوْمَ کذَا؟ «آیا فراموش كرده‌اید روز احد را در وقتى كه به مكان دور فرار مى‌كردید و چهره خود را به احدى بر نمى‌گردانیدید و من در دسته دیگر، شما را صدا مى‌زدم؟! آیا فراموش كرده‌اید روز غزوه خندق را در وقتى كه دشمنان از بالاى شما و از پائین شما آمدند و در وقتى كه چشمها از اضطراب بدین سو و آن سو حركت مى‌كرد و دلها به حنجره‌ها رسیده بود؟! آیا فراموش كردید روز فلان را؟ و شروع كرد رسول خدا صلّى الله علیه و آله امورى را براى آنها مى‌شمرد و متذكّرشان مى‌ساخت كه آیا فراموش كردید روز فلان را؟»

  •  و مسلمین شروع كردند به گفتار به اینكه: خدا راست گفت، و رسول خدا راست گفت. اى پیغمبر خدا، ما فكرمان نمى‌رسید به آنچه تو در آن فكر مى‌كردى. تو داناترى به خدا و امر خدا از ما.

  •  و چون در سال قضیه (عمرة القضاء) رسول خدا صلّى الله علیه و آله داخل مكّه شد و سر خود را تراشید، فرمود: این است وعده‌اى كه به شما داده‌ام، و چون روز فتح مكّه شد و كلید كعبه را گرفت، گفت: بگوئید عمر بن خطّاب نزد من بیاید؛ به او گفت: این است آنچه به شما گفتم. و چون در حجّة الوداع در زمین عرفات وقوف كرد، گفت: اى عمر، این است آنچه به شما گفتم.1و2

    1. «مغازى» واقدى، ج ٢، ص ٦٠٩.
    2. شيخ مفيد در «ارشاد» طبع سنگى ص ٨٢ آورده است که چون بعد از فتح مکه رسول خدا صلّى الله عليه و آله طائف را محاصره کرد، در حال حصار طائف که ده روز و اندى طول کشيد، آن حضرت أمير المؤمنين عليه السلام را براى شکستن بتهاى اطراف فرستاد. أمير المؤمنين بتها را شکست و به حضور رسول خدا برگشت. چون رسول خدا او را ديد تکبير گفت و دستش را گرفت و با وى خلوت کرد و به پنهانى مدّتى دراز با وى نجوى کرد و راز مى‌گفت. عمر بن خطّاب آمد و به رسول خدا گفت: أ تناجيه دوننا، و تخلو به؟! «تو بدون معيّت ما با على سخن به تنهائى مى‌گوئى و بدون ما با او خلوت کرده‌اى؟!» حضرت فرمود: يا عمر ما أنا انتجيته، بل الله انتجاه! «من با او نجوى نکردم بلکه خدا با او نجوى کرد.» عمر روى خود را بگردانيد و مى‌گفت: هذا کما قلتَ لنا يوم الحديبيّة: لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللهُ آمِنِينَ، فلم ندخله و صُددنا عنه. «اين مانند همان سخن تو در روز حديبيّه است که به ما گفتى: انشاء الله با امن و امان داخل مسجد الحرام مى‌شويد، و ما داخل نشديم و ما را از ورود در آن باز داشتند. فناداه النّبى: لم أقل لکم انکم تدخلونه فى ذلک العام «در اين حال پيغمبر با صداى بلند از پشت سرش فرياد زد: من به شما نگفتم که شما در آن سال داخل مسجد الحرام مى‌شويد!»
      درباره نجواى رسول الله با أمير المؤمنين عليه السلام در «غاية المرام» از ص ٥٢٦ از طريق عامّه هشت حديث، و از ص ٥٢٧ از طريق خاصّه هجده حديث وارد است.