
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
76در این آیه مىبینیم: فقط در دو صورت اجازه داده شده است مسلمان به دشمن پشت كند: اوّل آن كه از روى مصلحت رزمى بخواهد از مَیمنه مثلًا به مَیسره و یا از قَلْب به جَناح آید. دوّم آنكه بخواهد خود را به گروهى از مسلمین و یا غیر مسلمین برساند و از آنها براى ازدیاد نیرو و عدّه و عُدّه كارزار استمداد كند. در غیر این دو صورت گریختن از جنگ با كفّار جائز نیست و وعده آتش دوزخ و غضب خداوندى داده شده است.1
این مطلب كه دانسته شد اینك مىگوئیم: فرار عثمان تا سه روز در جائى كه نقطه دور دست از مدینه است، چه محملى دارد جز غضب خدا و آتش جهنّم و بازگشتن بد؟ چگونه خدا او را آمرزیده است؟ آیا آیه قرآن درباره او و همقطارانش منسوخ
شماری از خیانتهای عثمان (ت)
- «خيانتها و جنايتهاى عثمان منحصر در فرار از زحف و پناه دادن معاوية بن مغيره مُثله کننده حضرت حمزه و به شهادت رساندن حضرت رقيّه را با ضرب نبوده است. از جمله جنايات او پناه دادن (در پنهان نگهداشتن) و آوردن به مدينه عبد الله بن أبى سرح برادر رضاعى او بوده است. طبرى و ابن أثير در تاريخ خود در باب خلافت عثمان گويند: چون در زمان عثمان ابن عفّان معارضات بر عليه او زياد شد و مردم، بسيارى از امور را بر وى منکر شمردند، با مروان بن حکم و معاويه مشورت کرد. آنها به او گفتند: لشکر براى فتح آفريقا بفرست تا مردم بدان مشغول شوند و مجال آن را پيدا نکنند تا درباره تو گفتگو داشته باشند، فلا تکون همّة أحدهم الّا دبرة خيله و القمّل يجرى على ظهره «در اين صورت اهتمام مردم منحصر در آن مىشود که اسبان خود را تدبير کنند و شپش را که بر پشتشان روان مىشود بزدايند». و نيز طبرى و ابن أثير و صاحب «استيعاب» در ترجمه عبد الله بن أبى سرح آوردهاند که عثمان سپاهى به قيادت عبد الله بن أبى سرح براى فتح آفريقا روانه نمود. چون عبد الله آفريقا را فتح کرد، عثمان تمام خراج آنجا را يکجا به او داد و هيچ کس را با او شريک ننمود. و عبد الله همان کسى است که پس از ايمانش مرتدّ و کافر شد و رسول خدا خونش را هَدَر کردند. و چون حضرت رسول الله براى فتح مکه حرکت کردند به اصحاب خود سفارش کردند که هر کجا وى را بيابند بکشند گرچه خودش را به پرده کعبه آويخته باشد. اما در مکه عثمان او را پنهان کرد. چون فتح مکه به پايان رسيد عثمان او را نزد رسول خدا آورد و شفاعت کرد. رسول خدا هيچ نگفت و انتظار مىکشيد که يکى از مصاحبان برخيزد و او را بکشد. عمر گفت: چرا اى رسول خدا با گوشه چشم اشارهاى به کشتن او ننمودى؟! حضرت فرمود: نحن معاشر الأنبياء لا ينبغى أن تکون لنا خائنة الأعين «براى ما جماعت پيامبران سزاوار نيست با غمز و گوشه چشمى کارى را انجام دهيم».
