
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
74(١٠٧).1
اعتراف عثمان به فرار خود در جنگ احد
درباره فرار كردن عثمان تا سه روز در جنگ احد، خودش به این أمر معترف بوده و عمر نیز او را جزء فراریان به شمار مىآورده است. واقدى گوید: در میان عبد الرحمن بن عوف و عثمان گفتگویى بود، عبد الرحمن فرستاد در پى ولید بن عقبة و او را طلبید و گفت: برو به سوى برادرت و آنچه را كه مىگویم به وى ابلاغ كن، چون من جز تو كسى را سراغ ندارم كه بتواند ابلاغ كند. ولید گفت: بگو من ابلاغ مىنمایم.
عبد الرحمن گفت: بگو: عبد الرحمن مىگوید: من در غزوه بدر حضور داشتم و تو حضور نداشتى! و در غزوه احد ثابت قدم بماندم و تو فرار كردى! و در بیعت رضوان بودم و تو نبودى! ولید آمد و او را ابلاغ كرد.
عثمان گفت: برادرم راست مىگوید، من در غزوه بدر تخلّف ورزیدم چون دختر رسول خدا صلّى الله علیه و آله مریضه بود و رسول خدا سهم من و پاداش مرا به من داد، پس من مانند حاضرین بودم. و در روز احد فرار كردم و خداوند از من درگذشت. و أمّا در بیعت رضوان، رسول خدا صلّى الله علیه و آله مرا به سوى مكّه فرستاد و گفت: عثمان در طاعت خدا و رسول خداست، و رسول خدا با یكى از دستهایش با دست دیگرى بجاى من بیعت كرد و دست چپ پیامبر كه به جاى دست من بوده است حتماً از دست راست من بهتر است. چون ولید، پیغام را براى عبد الرحمن بیاورد، گفت: برادرم راست مىگوید2.
و واقدى گوید: عمر بن الخطّاب نظر به عثمان بن عفّان كرد و گفت: این از آن كسانى است كه خداوند از او درگذشته است، و قسم به خدا كه خدا از چیزى در نمىگذرد و سپس او را ردّ كند. و عثمان در يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ پشت به جنگ كرده بود3.
- الغدير» ج ٣، ص. ٢٤
- «مغازى» واقدى، ج ١، ص ٢٧٨ و ص ٢٧٩ بزنيد.
- همان.
