
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
73مداراى عثمان كافى است حدیث أنس از رسول خدا صلّى الله علیه و آله كه: چون هنگام دفن رقیه دختر عزیز خود كه مىخواستند جنازه را داخل قبر بگذارند و خود رسول خدا بر لب قبر نشسته بود و از دو چشمش اشك مىریخت، گفت: كدام یك از شما دیشب با زنش همبستر نشده است؟! أبو طلحه أنصارى1 گفت: من. رسول خدا به او امر كردند در قبر برود و جنازه رقیه را بگذارد.
ابن بَطّال مىگوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله مىخواست عثمان را از نزول در قبر رقیه محروم كند در حالى كه سزاوارترین مردم به نزول در قبر رقیه، عثمان بود چون شوهرش بود و عُلقه و همبستگى خاصّى را عثمان از دست داده بود كه قابل جبران نبود. امّا چون رسول خدا فرمود: كیست از شما كه دیشب با أهلش همبستر نشده است؟ عثمان ساكت شد و نگفت: من. او در شبى كه زوجهاش مرده است غمى از این مصیبت بر او حاصل نشد، غمى كه انقطاع دامادى وى را از رسول خدا در بردارد، و او در همان شب از آمیزش خوددارى ننموده است و بدین جهت است كه پیامبر او را از چیزى كه حقّش بود و از أبو طلحه و غیر ابو طلحه بدان سزاوارتر بود منع كردند.
و این معنى حدیث را روشن است و گویا رسول خدا صلّى الله علیه و آله آمیزش او را در آن شب بواسطه وحى مىدانستند امّا به او چیزى نگفتند چون كار حرامى نكرده بود، كارش حلال بوده است اما این مصیبت تا این اندازه در وى اثر نكرده بود كه او را از آمیزش با كنیزك خود منع كند. فلهذا رسول خدا به تعریض غیر صریح او را از داخل شدن در قبر و جنازه زن خود را در قبر نهادن محروم نمودند (الرّوض الانُف، ج ٢، ص
- در «أُسد الغابة» در ترجمه أبو طلحه آورده است: او زيد بن سهل بن أسود بن حرام انصارى خزرجى بوده است، که در جنگ بدر و عقبه شرکت داشته و در غزوه احد مقام مشهودى را داشته است. او با جان خود از جان رسول خدا حمايت مىکرد، و در مقابل او تير مىانداخت، و سينهاش را بالا مىکشيد که رسول خدا را حفظ کند و مىگفت: نحرى دون نحرک و نفسى دون نفسک. و رسول خدا مىفرمود: بانگ ابو طلحه در جنگ از صد نفر مرد بهتر است. رسول خدا ميان او و ابو عبيده جرّاح عقد اخوّت بست و در جميع مشاهد با رسول الله بود. و او شوهر امّ سليم مادر انس بن مالک است.
