اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

245
  •  «اى مردم من مسؤول هستم و شما نیز مسؤول مى‌باشید! پس چه خواهید گفت؟! گفتند: ما شهادت مى‌دهیم كه تو تبلیغ رسالات خدایت را نمودى و نصیحت كردى و اداء وظیفه نمودى! فرمود: من جلودار شما هستم كه زودتر مى‌روم، و شما در حوض وارد بر من مى‌شوید، و من به عنوان خلیفه و جانشین در میان شما مى‌گذارم دو چیز نفیس و گرانقدر را؛ اگر به آن دو چیز تمسّك جوئید گمراه نمى‌شوید: كتاب خدا و عترتم كه اهل بیتم هستند، و حقّاً آن دو از هم جدا نمى‌شوند تا با هم بر من در حوض كوثر وارد شوند.

  •  سپس فرمود: آیا شما این طور نبودید كه بدانید ولایت من به شما از شما به شما بیشتر است؟! گفتند: چرا! در این حال دست على را گرفت، فرمود: هر كس كه من مولاى او بودم پس على مولاى اوست. و پس از آن فرمود: خداوندا! در ولایت خود بگیر آن كس را كه ولایت على را دارد، و دشمن بدار آن كس را كه وى را دشمن دارد!»

  •  ٣٣ ـ أمّا بَعْدُ، أیهَا النّاسُ! فَإنّى لَأرَانِى یوشِک أنْ ادْعَى فَاجِیبَ، وَ إنّى مَسْؤُولٌ وَ أنْتُمْ مَسْئُولُونَ، فَمَا أنْتُمْ قَائِلُونَ؟! قَالُوا: نَشْهَدُ أنّكَ بَلّغْتَ الرّسَالَةَ وَ نَصَحْتَ وَ أدّیتَ!

  •  قَالَ: إنّنِى لَکمْ فَرَطٌ وَ أنْتُمْ وَارِدُونَ عَلَىّ الْحَوْضَ، وَ إنّى مُخَلّفٌ فِیکمُ الثّقَلَینِ: کتابَ اللهِ‌ (وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَیتِى ـ صح ظ).1

    1. در «عبقات» ج ١، ص ٢٦٧ گويد: ابو العبّاس ابن عقدة در کتاب «ولايت» از طريق يونس بن عبد الله بن ابى فروة از ابو جعفر محمّد بن على از جابر تخريج کرده است که گفت: ما با رسول خدا در حجّ بوديم چون به جحفه مراجعت نمود امر کرد تا زير درختان را جارو کردند و سپس چنان گفت. اين روايت را از ابن عقده، علّامه شمس الدّين سخاوى در کتاب «استجلاب ارتقاء الغرف» حکايت نموده است. بارى تمام اين مطالب مذکور را صاحب «عبقات» در ترجمه احوال ابن عقده ذکر کرده است. بايد دانست که صاحب «عبقات» در ج ٢، ص ٥٧٨ عين اين مطالب و عين اين روايت را در ترجمه احوال سخاوى که از ابن عقده روايت مى‌کند آورده است و گفته است: سخاوى اين مطالب را در کتاب «استجلاب ارتقاء الغرف بحبّ أقرباء الرّسول ذوى الشّرف» که نسخه عتيقه آن بحمد الله المنعم المفضال به حسن سعى و لطف اقبال يکى از متمسکين بأذيال سادات قادات اقيال، لا زال ناهلًا من مناهل العلم و الکمال بحرمتهم الباهرة الجلال عليهم آلاف السّلام من الملک المتعال، پيش نظر اين قاصر کئيب البال حاضر و موجود است.