
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
188کوبَةٍ ـ وَ هُوَ الطّبْلُ..1
«پس گفت: اى نوف خوشا به حال زاهدان در دنیا، راغبان در آخرت، آنان گروهى هستند كه زمین را فرش سكونت خود قرار دادند، و خاكش را زیر انداز خود، و آبش را عطر خوشبو، و قرآن و دعا را لباس و پوشش رو و زیر خود، و از دنیا مانند مسیح علیه السلام عبور كردند.
اى نوف! خداوند تعالى به عیسى بن مریم وحى فرستاد كه به بنى اسرائیل امر كن تا در خانهاى از خانههاى من داخل نشوند مگر با دلهاى پاك، و چشمان خاشع، و دستهاى پاكیزه، زیرا من دعاى احدى از آنان را كه براى احدى از بندگانم نزد او مظلمهاى باشد مستجاب نمىكنم.
اى نوف! شاعر و خیالباف مباش! و جاسوس و خبرچین مباش! و رئیس لشكر و فرمانده و یا مأمور و پاسبان مباش! و مأمور جمعآورى خراج و مالیات مباش! و مأمور تعیین مالیات مباش! زیرا داود علیه السلام در ساعتى از شب برخاست و گفت: این ساعتى است كه هر كس در آن دعا كند دعایش مستجاب مىشود، مگر اینكه جاسوس باشد و یا فرمانده لشكر و پاسبان باشد و یا مأمور جمعآورى مالیات باشد، و یا مأمور تشخیص میزانبندى مالیات، و یا از اهل موسیقى باشد، یا طنبورى داشته باشد و یا طبلى.»
مىدانید چرا ابو بكر و عمر و همدستانشان از قریش زیر بار أمیر المؤمنین ـ علیه أفضل صلوات المصلّین ـ نرفتند؟ براى آنكه مىدانند على بن أبى طالب این گونه مردى است. این است رویه و منهجش، این است علوم و زهدش، این است إنصاف و عدالتش، این است كلمات و اندرزهایش.
آنها در حكومت على باید بساط خود را جمع كنند و باید مأمور به سیر در این طرق باشند، امّا این گونه نمىخواهند، مىخواهند آمر باشند، آمر به لشكركشى
- حلية الأولياء» ج ١، ص ٧٩.
