
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
187اندوه بود سپس گفت: سوگند به خدا من آثارى را از اصحاب رسول خدا صلّى الله علیه و آله مشاهده كردهام و اینك نمىبینم یك نفر را كه شبیه آنان باشد. سوگند به خدا صبح مىكردند در حالى كه موهایشان ژولیده، و رویشان غبار آلوده و رنگ سیمایشان زرد بود، و در میان دو چشمشان از أثر سَجده مثل زانوى بُز پینهبسته بود. شب را تا صبح به تلاوت كتاب الله مشغول بودند، میان پیشانى و قدمهایشان نوبت مىگذاردند (گاه در سجده و گاه در قیام بودند)،1 چون ذكرى از خدا مىشد مانند درخت در روزِ طوفانى، به این طرف و آن طرف خم مىشدند و آنقدر از دیدگانشان اشك مىریخت كه قسم به خدا لباسشان تر مىشد. قسم به خدا گویا این قومِ امروزِ ما در حال غفلت شب را سپرى مىكنند.»
و نیز با سند متّصل خود روایت مىكند از نوف بِكالى كه گفت: علىّ بن أبى طالب را دیدم كه خارج شد و نظرى به ستارگان نمود و گفت: یا نَوْفُ! أ رَاقِدٌ أنْتَ أمْ رَامِقٌ؟! «اى نوف، خوابى تو یا بیدار»!؟ قُلْتُ: بَلْ رامِقٌ یا أمیرَ المُؤمِنِینَ! گفتم: «اى امیرمؤمنان، بلكه من بیدار هستم!» فَقَالَ: یا نَوْفُ! طُوبَى لِلزّاهِدینَ فِى الدّنْیا، الرّاغِبِینَ فِى الآخِرَةِ، اولَئِک قَوْمٌ اتّخَذُوا الأرْضَ بِسَاطاً، وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً، وَ مَاءَهَا طِیباً، وَ الْقُرْآنَ وَ الدّعَاءَ دِثَاراً وَ شِعَاراً، قَرَضُوا الدّنْیا عَلَى مِنْهاجِ الْمَسِیحِ علیه السلام.
یا نَوْفُ! إنّ اللهَ تَعَالَى أوْحَى إلى عِیسَى انْ مُرْ بَنِى إسْرائیلَ أنْ لَا یدْخُلُوا بَیتاً مِنْ بُیوتِى إلّا بِقُلُوبٍ طَاهِرَةٍ، وَ أبْصَارٍ خَاشِعَةٍ، وَ أیدٍ نَقِیةٍ، فَإنّى لَا أسْتَجِیبُ لِأحَدٍ مِنْهُمْ وَ لِاحَدٍ مِنْ خَلْقِى عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ.
یا نَوْفُ! لَا تَکنْ شَاعِراً، وَ لَا عَرِیفاً، وَ لَا شُرْطِیا، وَ لَا جَابِیاً، وَ لَا عَشّاراً، فَإنّ دَاوُدَ علیه السلام قَامَ فِى سَاعَةٍ مِنَ اللّیلِ فَقَالَ: إنّهَا سَاعَةٌ لَا یدْعُو عَبْدٌ إلّا اسْتُجِیبَ لَهُ فِیهَا، إلّا أنْ یکونَ عَرِیفاً، أوْ شُرْطِیا، أوْ جَابِیاً، أوْ عَشّاراً، أوْ صَاحِبَ عُرْطُبَةٍ ـ وَ هُوَ الطّنْبُورُ ـ أوْ صَاحِبَ.
- يعنى قرآن را در رکعات نمازهاى شب ايستاده مىخواندند، و پس از قرائت آن به رکوع و سجده مىرفتند، و اين است کيفيت خواندن نماز شب و قرائت قرآن، و ما از اين موضوع مفصّلًا در کتاب «نور ملکوت قرآن» بحث نمودهايم. (ج ٣، بحث ششم، ص ٢١٧ تا ص ٢٢٢).
