
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
186وَ لَا یؤَمّنُهُمْ مِنْ عَذَابِ اللهِ، وَ لَا یرَخّصُ لَهُمْ فِى مَعَاصِى اللهِ، وَ لَا یدَعُ الْقُرْآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إلَى غَیرِهِ. وَ لَا خَیرَ فِى عِبَادَةٍ لَا عِلْمَ فِیهَا، وَ لَا خَیرَ فِى عِلْمٍ لَا فَهْمَ فِیهِ، وَ لَا خَیرَ فِى قِرَاءَةٍ لَا تَدَبّرَ فِیهَا1.
«آگاه باشید كه شخص فقیه آن كه در فقاهت كامل است، كسى است كه مردم را از رحمت خدا مأیوس نكند، و از عذاب خدا مأمون ننماید، و مردم را در معاصى خدا آزاد نگذارد، و به جهت رغبت به علوم دیگر قرآن را كنار نگذارد. خیرى نیست در عبادتى كه در آن علم نیست، و خیرى نیست در علمى كه در آن فهم نیست، و خیرى نیست در قرائتى كه در آن تدبّر نیست.»
و نیز با سند متّصل خود روایت مىكند از عَمرو بن مُرّة از على بن أبى طالب علیه السلام كه گفت: کونُوا ینَابِیعَ الْعِلْمِ، مَصَابِیحَ اللّیلِ، خَلِقَ الثّیابِ، جُدُدَ الْقُلُوبِ، تُعْرَفُوا بِهِ فِى السّماءِ، وَ تُذْکرُوا بِهِ فِى الأرْضِ.2
«بوده باشید چشمههاى جوشان علم، چراغهاى شب، با لباسهاى كهنه، و دلهاى تازه، تا بدین نشانه در آسمان شناخته شوید، و در زمین از شما نام برند.»
و نیز با سند متّصل خود روایت مىكند از أبو أراكه، كه گفت: صَلّى عَلِىّ الْغَدَاةَ ثُمّ لَبِثَ فِى مَجْلِسِهِ حَتّى ارْتَفَعَتِ الشّمْسُ قَیدَ رُمْحٍ کأنّ عَلَیهِ کآبَةً. ثُمّ قَالَ: لَقَدْ رَأَیتُ أثَراً مِنْ أصْحَابِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله فَمَا أرَى أحَداً یشْبِهُهُمْ. وَ اللّهِ إنْ کانُوا لَیصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً صُفْراً، بَینَ أعْینِهِمْ مِثْلُ رُکبِ الْمَعْزَى. قَدْ بَاتُوا یتْلُونَ کتَابَ اللهِ، یرَاوِحُونَ بَینَ أقْدَامِهِمْ وَ جِبَاهِهِمْ. إذَا ذُکرَ اللهُ مَادُوا کمَا تَمِیدُ الشّجَرَةُ فِى یوْمِ رِیحٍ، فَانْهَمَلَتْ أعْینُهُمْ حتّى تَبَلّ وَ اللهِ ثِیابُهُمْ، وَ اللهِ لَکأنّ الْقَوْمَ بَاتُوا غَافِلینَ.3
«على علیه السلام نماز صبح را بجاى آورد، پس از آن در همانجاى خود نشست تا آفتاب به اندازه درازى یك نیزه از افق بالا آمد، و گویا در سیماى على أثر غصّه و
- حلية الأولياء» ج ١، ص ٧٧. و نيز اين روايت را کلينى در «اصول کافى» ج ١، از طبع حيدرى ص ٢٦ از کتاب العلم، باب صفة العلماء، با دو سند آورده است.
- «حلية الأولياء» ج ١، ص ٧٧ و ص ٧٦.
- همان.
