اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

181
  • چشمه آفتاب را گل‌اندود ساخت.

  • شور بختان به آرزو خواهند***مُقْبلان را زوال نعمت و جاه‌
  • گر نبیند به روز شب‌پره چشم‌***چشمه آفتاب را چه گناه‌
  • راست خواهى هزار چشم چنان‌***کور، بهتر که آفتاب سیاه‌1
  •  أمیر المؤمنین علیه السلام جان رسول خدا بود، روح و سرّ او بود، نفس نفیس او بود، عالِم به كتاب و سنّت او بود، عارف به خدا و مبدأ و معاد او بود، و به تصدیق همه امّت مانند او كسى نبود. عمر تیشه بر ریشه چنین درخت مى‌زند، و او را از مقام شامخ به خاك مى‌افكند. عمر أمیر المؤمنین را یا حقیقت علم و معلّم ثانى امّت نسبت به رسول الله را، براى اسلام و اسلامیت نه تنها بیست و پنج سال، بلكه تا ظهور حضرت مهدى خانه نشین مى‌كند. عمر معنى قرآن و تفسیر و تأویلش را مى‌زداید، و قرآن را به صورت كالبدى بى‌جان همچون كاغذ و مقوا، دست بشر مى‌دهد. اگر این كار جزئى و فَلْته و فَرْطه است، ما معنائى براى كار كلّى و مهم سراغ نداریم.

  •  اینجاست كه سخن رسول خدا: مَا اوذِىَ نَبِىّ مِثْلَ مَا اوذِیتُ قَطّ «هیچ پیغمبرى را به مقدارى كه مرا اذیت كردند، اذیت ننمودند» ظاهر مى‌شود. آزارهاى روحى است كه پیامبر از چنین نزدیكانى به خود مى‌بیند كه در حال مرگش باید بگوید: برخیزید بروید؛ و چهره‌اش را از آنها برگرداند و براى فاطمه‌اش بهترین تحفه را پس از خودش مرگ بداند و چون به او خبر دهد كه أوّلین كسى هستى كه به من ملحق شوى، فاطمه خندان گردد. كدام فاطمه؟ آن فاطمه‌اى كه:

  • مِشکاةُ نُورِ اللَهِ جَلَ‌جَلَالُهُ‌***زَیتُونَةٍ عَمَّ الْوَرَىَ بَرَکاتُها
  • هِىَ قُطْبُ دَائِرَةِ الْوُجُودِ وَ نُقْطَةٌ***لَمَّا تُنَزَلَتْ أکثَرَتْ کثَراتِهَا
  • هِىَ أحْمَدُ الثَّانِى وَ أحْمَدُ عَصْرِهَا***هِىَ عُنْصُرُ التَّوْحِیدِ فِى عَرَصَاتِهَا2
    1. «گلستان» سعدى، طبع عبد العظيم گرگانى، ص ١٥.
    2. نقل از کتاب «خصائص الفاطميّة» ميرزا محمّد باقر واعظ طهرانى که از شيخ حرّ عاملى ذکر کرده است.