اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

168
  • برابر رسول الله به بلندى كشانده و نسبت هَجْر و یاوه داده است و در حقیقت مجلس تعدّى و تجاوز فراهم آورده‌اند، در این صورت به جمیع روایاتى كه در فضایل و مناقب او در كتب عامّه برخورد مى‌نمائیم مى‌فهمیم همه مجعول و ساختگى است. زیرا رسول خدا فرموده است: صحّت روایت را با كتاب الله بسنجید! وقتى كتاب الله پاداش رفع صوت را در حضور رسول حَبْط و نابودى أعمال مقرّر داشته است، چگونه مى‌توانیم به این مناقب ساختگى تن در دهیم!؟

  • بیان مزورانه ابو الفداء دمشقى در جمع میان روایات وصایت

  • بحث دهم‌، أبُو الْفِداء ابن كثیر دمشقى در تاریخ خود پس از آنكه روایت أوّلى را كه ما از بخارى نقل كردیم، و سپس از مسلم آوردیم، او نیز از بخارى و مسلم روایت مى‌كند و روایت أوّلى را كه از مسلم نقل كردیم و در آن عبارت‌ مَا شَأنُهُ؟ أ هَجَرَ؟ اسْتَفْهِمُوهُ! آمده بود، او از مسلم و بخارى هر دو روایت مى‌كند، آنگاه مى‌گوید: وَ هَذَا الْحَدیثُ مِمّا قَدْ تَوَهّمَ بِهِ بَعْضُ الأغْبِیاءِ مِنْ أهْلِ الْبِدَعِ مِنَ الشّیعَةِ وَ غَیرِهِمْ؛ کلّ مُدّعٍ أنّهُ کانَ یرِیدُ أنْ یکتُبَ فِى ذَلِک الْکتَابِ مَا یرْمُونَ الَیهِ مِنْ مَقَالَاتِهِمْ. «و این حدیث از آن روایاتى است كه بعضى از احمقان از اهل بدعت از شیعیان و غیر آنها پندار باطل نموده و همگى ادّعا كرده‌اند كه رسول خدا در آن كتاب مى‌خواست عقائد و مقالات آنها را كه خود پنداشته‌اند و مذهب خود قرار داده‌اند، بنویسد.» سپس مى‌گوید: این توهّم باطل، أخذ به متشابه و ترك محكمات است و اهل سنّت پیوسته حدیث محكم را أخذ مى‌كنند، و متشابهات را به محكمات ارجاع مى‌دهند. و این طریقه راسخین در علم است همان طور كه خداوند عزّ و جلّ در كتابش آنان را توصیف نموده است.

  •  آنگاه مى‌گوید: و این جائى است كه قدم‌هاى بسیارى از اهل ضلال و گمراهان لغزیده شده است. و امّا اهل سنّت، مذهبى ندارند مگر پیروى از حقّ، هر جا حق بگردد آنها هم با حقّ مى‌گردند.

  •  و آن مطلبى كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله مى‌خواسته است بنویسد در بسیارى از أحادیث صحیحه آمده و مرادش مكشوف افتاده است. إمام أحمد حنبل از مؤمل، از نافع، از