اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

158
  •  در صلح حدیبیه، آن واقعه تاریخى را پیش آورد و خود جلودار و سر دسته مخالف و اتّهام رسول الله به دروغ بود.1 به طورى كه خودش براى كفّاره آن مى‌گوید: مَا زِلْتُ أصُومُ وَ أتَصَدّقُ وَ اصَلّى وَ اعْتِقُ مَخَافَةَ کلامِىَ الّذِی تَکلّمْتُ بِهِ‌2 «پیوسته از آن روز تا امروز، من روزه مى‌گیرم و صدقه مى‌دهم و نماز مى‌خوانم و بنده آزاد مى‌كنم از ترس آن كلامى كه به رسول خدا گفته‌ام.»3

  •  در قضیه نماز گزاردن پیامبر بر جنازه عَبْدُ اللهِ بْنِ ابَىّ چنان با پیغمبر برخورد زشت و ناهنجار نمود و پیغمبر را از نماز بر جنازه او بازداشت كه بر مرد منافق چرا نماز مى‌خوانى؟ و این را همه تواریخ نوشته‌اند.4

  •  أمّا در رزیه یوم الخمیس شدّت، قدرى بیشتر بود زیرا خود و همراهانش همگى در مجلس رسول خدا حاضر شدند و مجلس را بهم زدند، و خود او نسبت هَجْر و یاوه و هذیان داد، و همقطارانش او را تأیید كردند، یعنى همگى نسبت هَجْر و یاوه و هذیان دادند به طورى كه مجلس را فَلَج كردند، و پیامبر نتوانست به مرادش برسد

    1. داستان نفاق و ارتداد عمر را در صلح حديبيّه با تفصيل، اصحاب سير و تواريخ در کتب خود ذکر کرده‌اند، از جمله بخارى در «صحيح» خود، در کتاب شروط، باب شروط در جهاد، ج ٢، ص ١٢٢، و مسلم در «صحيح» خود، در باب صلح حديبيّه ج ٢ ذکر کرده است.
    2. سيره حلبيّه، باب صلح حديبيّه ج ٢، ص ٧٠٦.
    3. آية الله سيّد شرف الدين عاملى در کتاب «النصّ و الاجتهاد» طبع دوم ص ١٦٠ گويد: امام احمد در مسندش از حديث مسوّر بن مخرمة و مروان بن حکم تخريج کرده است و حلبى در سيره خود و بسيارى ديگر از راويان أخبار در غزوه حديبيه، تصريح نموده‌اند که عمر شروع کرد به ردّ کردن گفتار رسول خدا. در اين حال ابو عبيده جرّاح به او گفت: أ لا تسمع يا بن الخطّاب رسول الله صلّى الله عليه و آله يقولُ ما يقول؟! نعوذ بالله من الشيطان الرّجيم! «آيا نمى‌شنوى اى پسر خطّاب که رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌گويد آنچه را که مى‌گويد. از شيطان رانده شده به خداوند پناه مى‌بريم.» و حلبى و غير او گفته‌اند که: رسول خدا صلّى الله عليه و آله در آن روز به عمر گفت: يا عمر إنّى رضيتُ وَ تأبَى! «اى عمر من راضى شدم به حکم خدا و تو امتناع ورزيدى!»
    4. ما داستان عبد الله بن ابىّ را مفصلًا در ج ١٠، از «امام‌شناسى» در درس ١٤٢ تا ١٤٨ از ص ٣٢١ تا ص ٣٤٥ آورده‌ايم.