اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

142
  • تبدیل به‌ قَدْ غَلَبَ عَلَیه الْوجَعُ‌ كرده‌اند.

  •  و ما در یكى از روایات مُسْلِم بن حَجّاج دیدیم كه: از عُمَر با عبارت‌ أ هَجَرَ؟ اسْتَفْهِمُوهُ! (آیا هذیان مى‌گوید؟ از او بپرسید!) آورده است. و معلوم است كه عبارت عمر استفهام و تردید نبوده است و او به طور قطع گفته است، هَجَرَ (یاوه گفت). آنگاه بعضى از محامیان گفته‌اند: شاید هَجَرَ را به عنوان استفهام گفته است، و در كتابت كه فرق ندارد، آنگاه بعضى دیگر براى تثبیت و تأیید این استفهام آمده‌اند و یك همزه استفهام بر سرش درآوردند و أ هَجَرَ گفته‌اند و نوشته‌اند، و سپس محامیان دیگر براى تثبیت‌ أ هَجَرَ یك جمله‌ اسْتَفْهِمُوهُ‌ (بروید و از رسول خدا سؤال كنید كه آیا سخنش راست و جدّى بوده و یا هذیان مى‌گفته است؟) را زیاد كرده‌اند.

  •  و ما از این قبیل تصرّفات، در روایات بسیار داریم كه براى شخص خیبر، مواقع و مواضع تغییر و تحریف روشن مى‌شود. و با بحثى كه ما در اینجا نمودیم و آن عبارت از مقارنه و مقایسه روایات بخارى و مسلم و ابن سعد بود، خوب روشن شد كه كلام عمر هَجَرَ و یهْجُرُ بوده است، و بدون شكّ تغییرات در كیفیت عبارتِ روایات مختلفه ناشى از دستبرد و دخالت راویان و حدیث پردازان مى‌باشد.

  • منظور رسول خدا از کتابت وصایت علی بوده است

  •  بحث سوم: مراد و منظور رسول خدا صلّى الله علیه و آله از نوشته چه بوده است؟ رسول خدا چه مطلبى را مى‌خواسته است بنویسد تا امّتش پس از او أبداً گمراه نشوند؟

  •  ما بَدواً این جواب را مى‌توانیم از خود گفتار عمر كه گفت: عِنْدَکمُ الْقُرآنُ حَسْبُنَا کتَابُ اللهِ‌ (در نزد شما قرآن است! براى ما كتاب خدا كافى است) كه در صحیحه أوّل بخارى آمده است و دیگر: عِنْدَنَا کتَابُ اللهِ حَسْبُنا (در نزد ما كتاب خداست كه ما را بس است) كه در صحیحه دوم وى آمده است، استخراج كنیم. یعنى بدون مراجعه به اخبار و شواهد تاریخ، و روایات و قرائن موجوده، از خود كلام عمر مى‌توان مقصود رسول الله را از خواستن دوات و كتف به دست آورد كه چه مى‌خواستند بنویسند؟ و آن عبارت‌ حَسْبُنَا وَ کفَانَا است. چون او در مقام اعتراض بر نوشته رسول الله مى‌گوید: قرآن براى ما بس است، كتاب الله براى ما كفایت مى‌كند. معلوم‌