
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
128آنچه را كه ما در اینجا آوردیم از عالم بصیر فقیه و متكلّم شیعه أبُو عَبد الله محمّد بن محمّد بن نُعمان، شیخ مفید است كه در سال ٣٣٦ و یا ٣٣٨ متولّد، و در سنه ٤١٣ هجرى قمرى رحلت كرده و عظمت و جلالش از توصیف بیرون است.
منع عمر از آوردن قلم و دوات و نسبت یاوه گویى به پیامبر
علماى شیعه مىگویند: عمر مىدانست كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله مىخواهند كتباً وصیت به أمیر المؤمنین علىّ بن أبى طالب و إمامان از ذرّیه او تا حضرت قائم بنمایند فلهذا از آوردن دوات و كتف جلوگیرى كرد و مجلس را بهم زد و نسبت هذیان و یاوهگوئى به رسول الله داد و به همین جهت در مدینه ماند و از خارج شدن با جیش اسامه تخلّف كرد و صریحاً نقض سنّت رسول خدا را نموده، و به گفتار آن حضرت: إنّى تَارِک فِیکمُ الثّقَلَینِ: کتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَیتِى نه تنها ترتیب أثر نداد، بلكه با تمام قوا خود و دستیارانش در هدم آن كوشیدند.
ما در اینجا اینك به حول الله و قوّته از معتبرترین كتب و صحاح أهل سنّت همین مطالب را مىآوریم و اثبات مىكنیم جمیع این مطالب و قضایا را خودشان ذكر كردهاند و معذلك كور كورانه و على العمیاء بنابر تعصّب جاهلى از او تبعیت مىكنند و از آن زمان تا به حال و تا ظهور امام بحقّ حضرت مهدى ـ عجّل الله فرجه الشریف ـ ظالمانه و ستمگرانه شیعه را منكوب و مخذول و مظلوم قرار داده و مىدهند. و بنابر این إثبات امامشناسى ما بر أساس قول إجماعى و اتّفاقى است نه بر أساس خصوص أقوال علماء شیعه و روایات و منهاج أئمّه آنها علیهم السلام.
ما در اینجا به طورى بحث خواهیم نمود كه هر عالم متتبّع از أهل سنّت را متقاعد كند و خواه ناخواه او را در سلك تشیع و إمامت كشد. زیرا بحث اجتهادى بر اساس مبانى مسلّمه خود آنها در اصول عقائد براى آنها الزامى است.
ابن سَعْد در «طبقات» با سند خود از أبو مُوَیهِبَه غلام رسول خدا روایت مىكند كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله در وسط شب گفتند: من مأمور شدهام براى أهل بقیع استغفار كنم، بیا با هم برویم!
آن حضرت به راه افتاد، من هم با او بودم تا به بقیع آمد و براى مردگان آنجا دعا
