اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

127
  • حاضران در مجلس از كوتاهى كردن در احضار دوات و كتف پشیمان بودند و در میان خود زبان به ملامت یكدیگر گشوده مى‌گفتند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌. ما از مخالفت أمر رسول خدا ترسناكیم.

  •  چون رسول خدا به هوش آمد، بعضى گفتند: اینك براى تو دوات و كتف بیاوریم اى رسول خدا؟!

  •  فرمود: أ بَعْدَ الّذِی قُلْتُمْ؟! لَا، وَ لَکنّى اوصیکمْ بِأهْلِ بَیتِى خَیراً. «آیا پس از آنچه گفتید؟! نه، و لیكن من به شما سفارش مى‌كنم كه با أهل بیت من به خوبى عمل كنید!» پیامبر روى خود را از آن مردم برگردانید. آنها برخاستند و عبّاس و فضل بن عبّاس و علىّ بن أبى طالب علیه السلام و أهل بیت او فقط باقى ماندند.

  •  عبّاس گفت: اگر امر إمارت پس از تو در ما مستقر مى‌شود ما را بدان بشارت بده و اگر مى‌دانى كه ما محكوم إمارتهاى غیر خواهیم شد، سفارش ما را به آنها بنما! رسول خدا فرمود: أنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ مِنْ بَعْدِى! «شما بعد از من مورد تعدّى و ستم قرار خواهید گرفت.» و دیگر رسول خدا سكوت كرد1.

  •  جماعت حاضر برخاستند و از حیات رسول الله مأیوس شده و در حال گریه بیرون رفتند2

    1. شيخ مفيد در «امالى» طبع جامعة المدرّسين، ص ٢١٢ با سند متّصل خود از زيد بن علىّ بن الحسين از پدرش عليهم السلام روايت کرده است که گفت: رسول خدا در مرضى که با آن رحلت نمود، سرش را در دامن امّ الفضل گذارد و بيهوش شد، قطره‌اى از قطرات اشگ امّ الفضل بر گونه رسول خدا افتاده چشمان خود را گشود و گفت: مالک يا امّ الفضل؟! «چرا گريه مى‌کنى اى امّ الفضل»؟! امّ الفضل گفت: نُعِيَت إلينا نَفْسُک، و أخبَرتَنا أنّک مَيّت. فان يکن الأمر لنا فبشّرنا، و إن يکن فى غيرنا فأوص بنا. «خبر مرگت به ما رسيده است، و تو ما را مطلع نموده‌اى که مى‌ميرى! پس اگر امارت در ماست ما را بشارت بده! و اگر در غير ماست سفارش ما را بکن.» رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: أنتم المقهورون المستضعفون بعدى! «شما پس از من مقهور مى‌شويد و مورد ظلم و تعدّى قرار مى‌گيريد بدون آنکه يار و ياورى داشته باشيد!»
    2. ارشاد مفيد» طبع سنگى ص ٩٧ تا ص ١٠١ و طبع حروفى ص ١٦٥ تا ص ١٧١، فصل ٥٢.