
امام شناسی ج13
جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..» • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر • فرار عمر و عثمان در جنگ احد • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان میگوید» • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان • علت عدم تصریح به نام علی علیهالسلام در قرآن • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد
امام شناسی ج13
124بنابر این هیچ مدّعى نمىتواند ادّعا كند و هیچ آرزومندى نمىتواند آرزو داشته باشد كه وى بدون عمل به جهت دیگرى به بهشت مىرود و یا از جهنّم بركنار مىشود. قسم به آن خدائى كه مرا به حقّ برانگیخته است، چیزى نمىتواند نجات دهد مگر عمل انسان توأم با رحمت خداوند. و اگر من هم گناه كنم سقوط مىكنم. بار پروردگارا! تو گواه باش كه آیا من تبلیغ كردم و آنچه بر عهده داشتم رساندم؟!1»
پس از این خطبه، پیغمبر أكرم صلّى الله علیه و آله از منبر به زیر آمد و با مردم نماز خفیفى ادا كرد و داخل منزلش شد و در آن وقت، در حجره امّ سلمه بود، و یك روز یا دو روز در آنجا توقّف فرمود. آنگاه عائشه به سوى امّ سَلمه ـ رضى الله عنها ـ آمد، و از او درخواست كرد تا رسول خدا را به حجره خود برد و خود مباشرت مرض او كند، و از سایر زنان رسول الله نیز درخواست كرد، همگى إذن دادند، و رسول خدا به حجرهاى كه عائشه در آن سكنى داشت منتقل شد، و چند روز مرضش به طول انجامید و شدّت كرد. بلال هنگام نماز صبح آمد و رسول الله صلّى الله علیه و آله در تاب مرض بود، بلال ندا كرد: الصّلَاةَ یرْحمکمُ اللهُ. رسول خدا از نداى بلال متوجّه موقع نماز شد و گفت: بعضى از مردم با مردم نماز بخوانند. من الآن به توجّه نفس خویش
- در «غاية المرام» ص ٢١٧ و ص ٢١٨ حديث أوّل از خاصّه از شيخ صدوق با سند متصل خود از حذيفة بن اسَيْد روايت مىکند که گفت: شنيدم از رسول خدا صلّى الله عليه و آله که مىفرمود: معاشر النّاس! إنّى فَرَطُکم و أنتم واردون عَلَىّ الحوض، حوضاً ما بين بُصرَى و صَنعاء، فيه عدد النجوم قدحان من فضّةٍ، و إنى سَائلُکم حتّى تردون عَلَىّ الْحوضَ عن الثّقلين، فانظروا کيف تخلفونّى فيهما؟ الثقل الأکبر کتاب الله سبب طرفه بيد الله و طرفه بيدکم، فاستمسکوا به و لن تضلّوا و لا تبدّلوا فى عترتى أهل بيتى فانّه قد نبّأنى اللطيف الخبير أنّهما لن يَفْتَرِقا حتّى يَردا عَلَىّ الحوضَ. مَعَاشر أصحابى! کأنّى على الحوض أنتظر من يرد عَلَىّ منکم؛ و سوف تؤخّر اناسٌ دونى فأقول يا ربّ! منّى و من أُمّتي. فيقال: يا محمد هل شعرت بما عملوا؟ انّهم ما رجعوا بعدک يرجعون على أعقابهم. ثم قال: اوصيکم فى عترتى خيراً و أهل بيتى. فقام إليه سلمان فقال: يا رسول الله! مَنِ الأئمّةُ بعدک؟ أما هم من عترتک؟ فقال: هم الأئمة من بعدى من عترتى عدد نقباء بنى اسرائيل تسعةٌ من صُلب الحسين، أعطاهم الله علمى و فهمى، فلا تعلّموهم فانّهم أعلم منکم، و اتّبعوهم فانّهم مع الحقّ و الحقّ معهم عليهم السلام.
