اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج13

0
اعتقادات

جلد سیزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «حدیث ثقلین از حیث سند و دلالت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تفسیر آیۀ « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل..‏»  • بیان برخی وقایع جنگ اُحُد و پایداری امیرالمؤمنین در دفاع از جان پیامبر  • فرار عمر و عثمان در جنگ احد  • کثرت خیانتها و جنایتهای عثمان  • جریان عبارت مشهور عمَر که گفت «ان الرجل لیهجر: این رجل (پیامبر) هذیان می‌گوید»  • نقشه غصب خلافت توسط ابوبکر و عمر و همدستانشان  • علت عدم تصریح به نام علی‌ علیه‌السلام در قرآن  • منع عمَر ار بحث از سنت پیغمبر  • جنایات عمَر مسیر تاریخ را عوض کرد  • بحثی مشروح و مفصل درباره حدیث ثقلین از جهت سند و هم از جهت دلالت  • دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت  • امام با قرآن در همۀ عوالم معیّت دارد

امام شناسی ج13

103
  •  و بیهقى در «دلائل النّبوّة» از انس روایت كرده است كه: یك مرد أعرابى به حضور رسول خدا آمده و گفت: مَا لَنَا بَعِیرٌ ینَطّ1 وَ لَا صبِىّ یصِیحُ‌ «دیگر از شدّت خشكسالى در میان ما شترى نمانده است كه بتواند به صحرا رود و كودكى نمانده است كه گریه و صدا كند.»

  •  رسول خدا صلّى الله علیه و آله بر منبر بالا رفتند و دستهاى خود را بلند نموده، عرضه داشتند: اللّهُمّ اسْقِنَا غَیثاً مُغِیثاً، مَرِیاً مَرِیعاً، غَدَقاً طَبَقاً، عاجِلًا غَیرَ رَابِثٍ‌2، نَافِعاً غَیرَ ضَارّ! «بار خدایا! باران عامّ و شامل خود را برما ببار كه ما را سیراب كند، باران فراوان و حاصل دهنده آبادكننده، سرشار و شیرین، فراگیر و گسترده، فورى و بدون درنگ، و سودمند بدون ضرر.»

  •  هنوز رسول خدا دستهاى بالا برده خود را تا گردن خود پائین نیاورده بود كه ابرهاى پشت سر هم در آسمان پیدا شدند و چنان بارانى آمد كه آمدند و با ضَجّه و التماس مى‌گفتند: الغَرَقَ الغَرَقَ‌ «در سیلاب آب غرق خواهیم شد.»

  •  رسول خدا صلى الله علیه و آله به طورى خندید كه دندانهاى كرسى‌اش ظاهر شد و فرمود: لِلّهِ دَرّ أبِى طَالِبٍ لَوْ کانَ حَیاً قَرّتْ عَینَاهُ. مَنْ ینْشِدُنَا قَوْلَهُ؟! «خداوند رحمت سرشار و فائض خود را بر أبو طالب بریزد، اگر زنده بود دو چشمانش روشن مى‌شد. كیست كه اینك سخن او را براى ما انشاد كند؟!»

  •  على علیه السلام برخاست و گفت: یا رسول الله! گویا شما منظورتان این اشعار اوست كه مى‌گوید:

    1. در «أمالى» مفيد: يئطّ است، و أطّ الإبل: حنّت. يعنى ناله کرد.
    2. در «أمالى» مفيد: غير رائث است، و راث: أبطأ. يعنى تأخير کرد.