اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج12

41٬966
اعتقادات

جلد دوازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ اعم از علوم باطنی و ظاهری، و علم به ادیان مختلف» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم امام و رسول، عين علم ذات حقّ   • منظور از اختصاص علم غیب به ذات حق  • نمونه‏‌هاى متعدّدى از إخبارات غيبى اميرالمؤمنين عليه‌‏السّلام‏  • جمع‌‏آورى قرآن توسّط آن حضرت‏  • عمَر چون قدرت بر پاسخ نداشت سؤال از معانى و مفاهيم قرآن را منع كرد  • لزوم رجوع به امام در رابطه با قرآن‏  • سبقت اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام بر همگان در جميع علوم  • بازگشت همۀ علوم به آنحضرت  • اميرالمؤمنين عليه‏السّلام عالم به تورات و انجيل  • کلام «سلونى قبل ان تفقدونی»‏ راجع به حقائق و باطن قرآن است؛ نه ظاهر آن‏  • اوج معارف إلهيه در خطبه‏‌هاى توحيدى اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام‏  • توضيح وتفسير توحيد حقّه حقيقيۀ ذات حقّ تعالى‏  • معرفت امام، عالى‏ترين وسيله براى رسيدن به توحيد است‏

سرای جاوید

امام شناسی ج12

145
  • مى‌روند. و این در وقت بسر آمدن حکومت و سلطنت بنى مروان است».

  •  جاى تعجب نیست که اگر امیرالمؤمنین علیه السّلام از کربلا و نینوا بگذرد، گریه کند، قبل از او پیغمبر صلّى الله علیه و آله بر حسین گریسته و براى امّ سلمه قارورۀ تربت حسین را آورده است و گفته است: هر وقت دیدى که درون این شیشه تبدیل به خون تازه شد، بدان حسینِ مرا کشته‌اند. و پیامبر داستان را براى فاطمۀ زهرا علیها السّلام نقل کرده و او مى‌گریسته است. و قبل از رسول خدا، بر حسین انبیاى سالفه از آدم و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى گریسته‌اند و فرشتگان آسمان گریه کرده‌اند.

  • قصیده قاضى جلیس دربارۀ واقعۀ کربلا

  •  قاضى جلیس شاعر قرن ششم که نامش أبو المعالى عبد العزیز بن حسین بن حباب أغلبى است، در ضمن قصیده‌اى مى‌گوید:

  • لَهْفِی لِقَتْلَی الطَّفِّ إذْ***خَذَلَ الْمُصاحِبُ وَالْعَشِیرُ ١
  • وَ افَاهُمُ فِی کَرْبَلاَ***یوْمٌ عَبُوسٌ قَمْطَرِیرٌ ٢
  • دَلَفَتْ لَهُمْ عُصَبُ الضَّلاَ***لِ کَأنَّمَا دُعِی النَّفِیرُ ٣
  • عَجَبًا لَهُمْ لَمْ یلْقَهُمْ***مِنْ دُونِهِمْ قَدْرٌ مُبِیرُ ٤
  • أیمَارُ فَوْقَ الأرْضِ فَی***ضُ دَمِ الْحُسَینِ وَ لاَ تَمُورُ؟‌٥
  • أتَرَی الْجِبَالَ دَرَتْ وَ لَمْ***تَقْذِفْهُمُ مِنْهَا صُخُورُ؟ ٦
  • أمْ کَیفَ إذْ مَنَعُوهُ وِرْ***دَ الْمَاءِ لَمْ تَغُرِ الْبُحُورُ؟٧
  • حَرُمَ الزُّلاَلُ عَلَیهِ لَ***مَّا حُلِّلَتْ لَهُمُ الْخُمُورُ1٨ 
  •  ١ ـ «اندوه و حسرت من براى کشتگان کربلاست، در آن وقتى که همنشینان و نزدیکان او، وى را تنها و بى‌یاور گذاردند.

  •  ٢ ـ در کربلا روزى سخت با چهرۀ گرفته و زشت به سراغ آنها آمد و ایشان را استقبال نمود.

  •  ٣ ـ گروه‌ها و دسته‌هاى گمراهى و ضلال در برابر آنها آمد، به طورى که گویا براى مفاخرت و برابرى در مقام، به جنگ او فرا خوانده شده‌اند.

    1. «الغدیر» ج ٤، ص ٣٨٦.
/ 15