اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج12

41٬966
اعتقادات

جلد دوازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ اعم از علوم باطنی و ظاهری، و علم به ادیان مختلف» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم امام و رسول، عين علم ذات حقّ   • منظور از اختصاص علم غیب به ذات حق  • نمونه‏‌هاى متعدّدى از إخبارات غيبى اميرالمؤمنين عليه‌‏السّلام‏  • جمع‌‏آورى قرآن توسّط آن حضرت‏  • عمَر چون قدرت بر پاسخ نداشت سؤال از معانى و مفاهيم قرآن را منع كرد  • لزوم رجوع به امام در رابطه با قرآن‏  • سبقت اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام بر همگان در جميع علوم  • بازگشت همۀ علوم به آنحضرت  • اميرالمؤمنين عليه‏السّلام عالم به تورات و انجيل  • کلام «سلونى قبل ان تفقدونی»‏ راجع به حقائق و باطن قرآن است؛ نه ظاهر آن‏  • اوج معارف إلهيه در خطبه‏‌هاى توحيدى اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام‏  • توضيح وتفسير توحيد حقّه حقيقيۀ ذات حقّ تعالى‏  • معرفت امام، عالى‏ترين وسيله براى رسيدن به توحيد است‏

سرای جاوید

امام شناسی ج12

117
  • حضرت نام مرا مُعَمَّر نهاد (کسى که عمر دراز دارد). و این مرد همان کسى است که به أشَجّ (صورت شکافته) معروف است.

  •  خطیب مى‌گوید: من در سنۀ سیصد، وارد بغداد شدم و با من جماعتى از شیوخ و بزرگان اهل شهر من بودند. ایشان از مردم بغداد چون از احوال این مرد پرسیدند در جواب گفتند: او مردى است که در میان ما به درازى عمر معروف است و به من این طور رسید که: او در سنۀ سیصد و بیست و هفت از دنیا رفت. و شیخ ما در «امالى» خود (امالى طوسى) وفات او را قریب به همین زمان نوشته است‌1.

  •  ***

  •  و ابن شهرآشوب از اعمش به روایت خود، از مردى از هَمْدان روایت کرده است که او گفت: ما با امیرالمؤمنین عَلیه السَّلام در صفّین حاضر بودیم. در یک حمله لشگر شام میمنۀ لشگر عراق را به هزیمت دادند. مالک بن اشتر فریاد زد که برگردید و در جاى خود قرار بگیرید و امیرالمؤمنین علیه السّلام مى‌گفت: یا أَبَا مُسْلِمٍ خُذْهُمْ‌، «اى ابو مسلم بگیر آنها را ـ یعنى شامیان را». سه بار امیرالمؤمنین این جمله را تکرار کرد.

  •  أشتر گفت: اى امیرالمؤمنین مگر ابو مسلم با آن لشگر نیست؟ حضرت فرمود: من أبو مسلم خولانى را قصد نداشتم، مقصود من مردى بود که در آخر الزمان از مشرق خروج مى‌کند و خداوند به وسیلۀ او اهل شام را هلاک مى‌کند و ملک و سلطنت بنى امیّه را از آنها مى‌گیرد2.

  •  و معلوم است که مراد حضرت و خطاب او به أبو مسلم خراسانى بوده است،

    1. «مناقب» طبع سنگى، ج ١، ص ٤٢٢ و ص ٤٢٣ و «بحار الانوار» طبع كمپانى ج ٩، ص ٥٨٤ و ص ٥٨٥ از «مناقب».
    2. «مناقب»، ج ١، ص ٤٢١ و «بحار الانوار» ج ٩، ص ٥٨٤ از «مناقب».
/ 693