اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج12

0
اعتقادات

جلد دوازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ اعم از علوم باطنی و ظاهری، و علم به ادیان مختلف» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم امام و رسول، عين علم ذات حقّ   • منظور از اختصاص علم غیب به ذات حق  • نمونه‏‌هاى متعدّدى از إخبارات غيبى اميرالمؤمنين عليه‌‏السّلام‏  • جمع‌‏آورى قرآن توسّط آن حضرت‏  • عمَر چون قدرت بر پاسخ نداشت سؤال از معانى و مفاهيم قرآن را منع كرد  • لزوم رجوع به امام در رابطه با قرآن‏  • سبقت اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام بر همگان در جميع علوم  • بازگشت همۀ علوم به آنحضرت  • اميرالمؤمنين عليه‏السّلام عالم به تورات و انجيل  • کلام «سلونى قبل ان تفقدونی»‏ راجع به حقائق و باطن قرآن است؛ نه ظاهر آن‏  • اوج معارف إلهيه در خطبه‏‌هاى توحيدى اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام‏  • توضيح وتفسير توحيد حقّه حقيقيۀ ذات حقّ تعالى‏  • معرفت امام، عالى‏ترين وسيله براى رسيدن به توحيد است‏

امام شناسی ج12

203
  • حسین در حمّام نشسته بودیم که ابن مُلْجَم بر ما داخل شد. چون وارد شد گویا حسن و حسین از او و حالت او مشمئز شدند، و حالت او طورى بود که آنها را منقبض و چرده‌خاطر ساخت، و به او گفتند: مَا أجْرَأکَ تَدْخُلُ عَلَینَا «تو چقدر جرأت دارى که بر ما وارد مى‌شوى»! ابن حنفیّه مى‌گوید: من به آنها گفتم: دَعَاهُ عَنْکُمَا فَلَعَمْرِی مَا یرِیدُ بِکُمَا أحْشَمَ مِنْ هَذَا «او را از سر خود رها کنید، سوگند به جان خودم که باغضب‌تر و خشمناک‌تر از این حالى که دارد با شما برخورد نخواهد کرد و دربارۀ شما نیّتى ندارد».

  • بعد از ضربت زدن او، چون او را اسیر کرده و آوردند، ابن حنفیّه گفت: من امروز شناسائیم به او از روزى که وى را در حمّام دیدم بیشتر نیست.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: إنَّهُ أسِیرٌ فَأحْسِنُوا نُزُلَهُ وَ أکْرِمُوا مَثْوَاهُ، فَإن بَقِیتُ قَتَلْتُ أوْ عَفَوْتُ‌، وَ إنْ مُتُّ فَاقْتُلُوهُ قِتْلَتِی وَ لاَ تَعْتَدُوا‌، إِنَّ اللهَ لاَ یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ1 «او اسیر دست شماست، غذاى او را نیکو دهید و جا و محلّ او را جاى خوبى قرار دهید پس اگر من زنده ماندم، او را قصاص مى‌کنم یا عفو مى‌نمایم، و اگر از این ضربت مردم، او را به همان طورى که مرا کشته است بکشید و زیاده روى و عدوان نکنید، زیرا که خداوند متجاوزان را دوست ندارد».

  • سِبْط ابن جَوزِى در کتاب «تَذْکِرَة خَوَاصِّ الاُمَّة»، از احمد بن حَنْبل در «مسند» با سند متّصل خود از فضالة بن أبى فُضالة الأنصارى که پدر او أبو فضالة از اهل بدر بوده است، روایت کرده است که او مى‌گوید: من با پدرم براى عیادت علىّ بن ابی طالب در مرضى که مبتلا شده بود و از آن شفا یافت رفتیم. پدرم به او گفت: مَا یقِیمُکَ هَهُنَا بَینَ أعْرَابِ جَهِینَةَ؟ تَحَمَّلْ عَلَی الْمَدِینَةِ فَإنْ أصَابَکَ أجَلُکَ وَلِیکَ

    1. «طبقات» ج ٣، ص ٣٥. و این آیه، آیۀ ١٩٠ از سورۀ ٢: بقره است: «و زیاده‌روى و عدوان مكنید كه خداوند متجاوزان را دوست ندارد». و این روایت را سبط ابن جوزى در «تذكره» ص ١٠١ از «طبقات» ابن سعد روایت كرده است و نیز ابن شهرآشوب در «مناقب» طبع سنگى، ج ٢، ص ٨١ آورده است.