اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج12

0
اعتقادات

جلد دوازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «علوم امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ اعم از علوم باطنی و ظاهری، و علم به ادیان مختلف» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم امام و رسول، عين علم ذات حقّ   • منظور از اختصاص علم غیب به ذات حق  • نمونه‏‌هاى متعدّدى از إخبارات غيبى اميرالمؤمنين عليه‌‏السّلام‏  • جمع‌‏آورى قرآن توسّط آن حضرت‏  • عمَر چون قدرت بر پاسخ نداشت سؤال از معانى و مفاهيم قرآن را منع كرد  • لزوم رجوع به امام در رابطه با قرآن‏  • سبقت اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام بر همگان در جميع علوم  • بازگشت همۀ علوم به آنحضرت  • اميرالمؤمنين عليه‏السّلام عالم به تورات و انجيل  • کلام «سلونى قبل ان تفقدونی»‏ راجع به حقائق و باطن قرآن است؛ نه ظاهر آن‏  • اوج معارف إلهيه در خطبه‏‌هاى توحيدى اميرالمؤمنين عليه‏‌السّلام‏  • توضيح وتفسير توحيد حقّه حقيقيۀ ذات حقّ تعالى‏  • معرفت امام، عالى‏ترين وسيله براى رسيدن به توحيد است‏

امام شناسی ج12

123
  • همراه داشتند، همگى تمام شد. اصحاب او شروع کردند به سمت راست و چپ گردش و حرکت کردن تا در آن بیابان آبى بیابند، هیچ اثرى از آب نیافتند. امیرالمؤمنین علیه السّلام آن لشکر را از جاده برگرداند و مقدار کمى راه رفت تا براى آنها یک دیر راهب نصرانى در میان بیابان ظاهر شد. حضرت، آن جماعت را با خود به سوى آن دیر برد تا چون در زمین واسع پهلوى دیر رسیدند، امر کرد تا کسى با صداى بلند ندا کند و ساکن در آن دیر را از آمدن ایشان اطلاع دهد. دیرانى را که در دیر بود صدا زدند. او سر خود را از فراز دیر بیرون کرد.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام به او گفت: آیا در نزدیکى این بناء و خانۀ تو آبى یافت مى‌شود تا این جماعت، خود را به آشامیدن آن مدد کنند؟ راهب گفت: هیهات. میان من و آب بیشتر از دو فرسخ فاصله است و در این نزدیکى‌ها أبداً آب یافت نمى‌شود و اگر من در هر ماهى به مقدارى که با قناعت استفاده از آب کنم آب با خود نمى‌آوردم از شدّت عطش تلف شده بودم.

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام گفت: آیا شنیدید آنچه را که راهب گفت؟ گفتند: آرى، آیا تو ما را امر مى‌کنى که حرکت کنیم تا بدان جائى که او اشاره کرد شاید تا جان از بدن ما بیرون نرفته است و قوّه‌اى داریم به آب برسیم؟ امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: حاجتى به این راه دور ندارید، و گردن قاطر خود را به طرف قبله برگردانید و به مکانى که در نزدیکى دیر بود اشاره نمود و گفت: در اینجا زمین را بشکافید. جماعتى از آنها به سمت آن موضع رفته و زمین را با بیل‌هائى شکافتند. یک قطعه سنگ عظیمى ظاهر شد.

  • گفتند: اى امیرالمؤمنین اینجا سنگى است که در آن بیل‌ها کار نمى‌کند. حضرت فرمود: این سنگ بر روى آب است و چون از جایش برداشته شود، شما آب را خواهید یافت. لشگریان آنچه در توان خود داشتند، در کندن و برانداختن سنگ کوشش کردند و همه جمع شدند و خواستند آن را حرکت دهند به هیچ وجه راهى براى آن نیافتند و کار براى آنها دشوار شد.