اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲

0
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» می‌باشد که در مسجد قائم و چه‌بسا منازل دوستان ایراد فرموده‌اند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پاره‌ای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته‌ و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهل‌بیت علیهم‌ا‌لسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان ارزش انسان بر اساس تقویٰ و نیّت او • تقویٰ ملاک برتری در اسلام • اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرض‌ آنها از اختراعات و اکتشافات • لزوم وحدت و اخوّت بین مسلمانان • استجابت دعای عامّۀ مردم به‌واسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا • دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات • سبب تشریع حکم برده‌داری در اسلام • فلسفۀ قربانی کردن در عید قربان • لزوم دفاع و حمایت از حق • اهمیّت خلوص نیّت در مشورت‌دادن به افراد • اهمیّت مراقبه در سلوک راه خدا • اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا در سلوک راه خدا • تلازم ذکر و یاد خدا با محبّت پروردگار • اهمیّت عزلت و خلوت در حضور قلب انسان • کیفیت وصول به مقام مخلَصین و حالات آنها بعد از فناء ذات • به‌فعلیت رساندن استعدادات ملکوتی انسان به‌واسطۀ تربیت صالح • نهفته‌بودن تمام اسرار عالم امکان در انسان برای وصول به کمالات

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲

86
  • صورت دوّم اینکه: اتّفاقاً آش خیرات می‌کردند و این اصلاً نمی‌دانسته است و به مردم گفته است: «آنجا بروید که آش خیرات می‌کنند!» و اتّفاقاً هم آش خیرات می‌کردند. مردم آش را گرفته‌اند، و او هم آش را گرفته است.

  • یک صورت سوّم هم داریم، و این مطلبی که می‌خواهم بگویم اینجا است: هیچ آشی نبوده است و ملاّ هم هیچ خبری نداشته است و می‌خواسته است که مردم را گول بزند که بلند شوند و بروند تا دکّان خلوت بشود و نان خودش را بگیرد. این جمعیّت مردم هم به هوای آش حرکت کرده‌اند و آنجا رفته‌اند و در خانه را زده‌اند و آش خواسته‌اند: «به ما آش بدهید!» آنجا آش پیدا شده و درست شده است، و خود ملاّ هم آش گرفته است!

  • این خیلی عجیب است که وقتی اصلاً هیچ خبری نیست، در اثرِ خواست، بالأخص خواست جماعت، پیدا می‌شود! مثل خشک‌سالی که وقتی باران از آسمان نمی‌آید، مردم باید در بیابان بروند و دعا کنند و بگویند: «خدایا باران بفرست!» مردم دعا می‌کنند و باران می‌آید؛ نه اینکه خدا آن زمان می‌خواسته است که باران بفرستد و اینها رفته‌اند و یک امر غیبی کشف شده است، یا اینکه این باران صُدفه بوده است؛ نه‌خیر، باران به‌واسطۀ دعا موجود می‌شود و نازل می‌گردد. این مسئله خیلی جای بحث دارد و حقّ مطلب هم همین است و واقعاً هم همین‌طور است؛ مردم از خدا باران می‌خواهند، خدا هم باران درست می‌کند و می‌دهد.

  • حکایت دعای باران و نماز استسقاء آیة الله خوانساری و مردم قم

  • در همین زمانِ متّفقین که انگلیس‌ها در قم بودند، یعنی یک سال بعد از اینکه بنده به قم رفتم، خشک‌سالی عجیب و غریبی به قمی‌ها دست داد و رودخانه که بالأخره همیشه آب داشت، یک قطره هم آب نداشت! همۀ آب این آب‌انبارهای چهل‌پلّۀ قم هم تمام شده بود! همۀ مردها و زن‌ها کوزه به دست می‌گرفتند و در صف می‌رفتند و باید این چهل پلّه را می‌ایستادند تا یکی‌یکی نوبتشان بشود؛ آن‌وقت در آنجا کوزه‌ها را بر سر همدیگر می‌زدند و کوزه‌ها می‌شکست تا یکی بتواند کوزه‌اش را آب کند! همۀ آب‌انبارها خشک شده بود و دیگر تمام قم در شُرُف هلاکت بود.