
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲
جلد دوم از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان ارزش انسان بر اساس تقویٰ و نیّت او • تقویٰ ملاک برتری در اسلام • اجر دانشمندان بر طبق منظور و غرض آنها از اختراعات و اکتشافات • لزوم وحدت و اخوّت بین مسلمانان • استجابت دعای عامّۀ مردم بهواسطۀ طلب حقیقی و اتّکای به خدا • دستور اسلام به مراعات حقوق همۀ مرتبطین با انسان حتّی حیوانات • سبب تشریع حکم بردهداری در اسلام • فلسفۀ قربانی کردن در عید قربان • لزوم دفاع و حمایت از حق • اهمیّت خلوص نیّت در مشورتدادن به افراد • اهمیّت مراقبه در سلوک راه خدا • اهمیّت طهارت قلب و دوام ذکر خدا در سلوک راه خدا • تلازم ذکر و یاد خدا با محبّت پروردگار • اهمیّت عزلت و خلوت در حضور قلب انسان • کیفیت وصول به مقام مخلَصین و حالات آنها بعد از فناء ذات • بهفعلیت رساندن استعدادات ملکوتی انسان بهواسطۀ تربیت صالح • نهفتهبودن تمام اسرار عالم امکان در انسان برای وصول به کمالات
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۲
101میداد، اگر خونش ریخته میشد، باید به وعدهاش رفتار میکرد؛1 اینطور بود، ولیکن اسلام و تقوا نداشت!
پیغمبر میگوید: «باید زیر پای غلام حبشی (بلال حبشی) بیایی!» چون مِلاکی که دست ماست این است که میگوید: «این تقوایش بیشتر است، پس این بر او مقدّم است.» حالا او نمیتواند بگوید: «من عربم و از نژاد قریشم و چنینم و چنانم!» این منطق، این حرفها را برنمیدارد!
اگر انسان طبق منطق دنیا باشد، آنوقت همۀ بلالها از بین میروند و زیر پا لِه میشوند؛ و نهتنها بلال بلکه سیل میآید و همه را میبرد و دو مرتبه کاخ و بارگاه آنها را روی کار میآورد و بهصورت معاویه جلوه میکنند و همان حرف و منطقی که ابوسفیان داشت: «نژاد عربی چون نژاد عربی است، اصلاً مِن حیثُ أنّه عربیٌّ دارای شرافت است؛ میخواهد مسلمان باشد، میخواهد نباشد» میآید؛ لذا وقتی آن منطق آمد، سیاهها از سفیدها جدا شدند، بردهها از آقاها جدا شدند و عجمها از عربها جدا شدند.
عُمر دستور داد:
عجم حق ندارد امام جماعت بشود، ائمّۀ جماعت باید عرب باشند؛ و در صفهای جماعت، أعاجم نباید در صف اوّل و دوّم و نزدیک امام بایستند و باید در صفهای آخر بایستند؛ عجم نمیتواند زن عرب بگیرد، ولی عرب میتواند زن عجم بگیرد؛ و سهمیّهای که برای عجم از بیتالمال است غیر سهمیّۀ عرب است، و سهم عرب بیشتر است!2
پیغمبر یک نگاه به تمام عالم میکند و میبیند که همۀ افراد بشر، بندگان خدا و همه عابد بهسوی معبود واحد و همه مخلوقِ خالق واحد هستند، و بین اینها پیش پروردگار هیچ جهت شرافتی نیست مگر تقوا! این منطق، خیلی مهم است و ما قدرش را نمیدانیم!3
- الاستیعاب، ج ٤، ص ١٦٧٧؛ اُسد الغابة، ج ٥، ص ١٤٨.
- کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ٢، ص ٧٤٠؛ الاستغاثة فی بدع الثّلاثة، ابوالقاسم کوفی، ص ٨٢.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٣، ص ٧٢.
