
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
78إذا التَبَسَت عَلَیکمُ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکم بِالقُرآن؛1 «وقتی پارههای فتنهها، افکار، ایدهها و مذاهب مختلفه مانند قطعههای تاریک ظلمانی و ابر سیاه بر سر شما میریزد، به قرآن پناه ببرید!»
از قرآن چارهجویی کنید، مشکلات خود را با قرآن حلّ کنید، دوای خود را از قرآن در بیاورید و مسئلۀ خود را از قرآن بپرسید!
آیا ما این کار را میکنیم؟! آیا در دو مسئلۀ جزئی که با هم نزاع داریم فوراً بایستی که به مکتب دیگری مراجعه کنیم؟! در نزاع شخصی که با همدیگر داریم، آیا خوب نیست که آیۀ قرآن بین ما حَکم بشود و ما با آنچه قرآن فرموده است، خصومت خود را حل کنیم؟ آیا به این معنا حاضر هستیم؟! یا اینکه نه، قرآن یک کنار میباشد و ما دنبال آراء و اهوای خود میرویم؛ آنوقت عنان به گردن خود ما میافتد! وای از آن زمانی که عنان این شتر یا اسب پاره بشود، و ساربان در باتلاقها میافتد و فرو میرود و هرچه بخواهد خودش را در بیاورد بیشتر فرو میرود تا هلاک میشود!
خود این پیغمبر ما که آورندۀ قرآن است، چقدر از قرآن حظّ میبُرد! مینشست و به عبدالله بن مسعود ـ که صدایش خوب بود ـ میگفت: «قرآن بخوان!» عبدالله بن مسعود برای پیغمبر قرآن میخواند؛ پیغمبر هم همینطور گریه میکرد!2 چه بهرهای از قرآن میبرد؟! امیرالمؤمنین چه قِسم قرآن میخواند؟ حضرت سجّاد چه قسم قرآن میخواند؟ آنطور قرآن میخواند که مردمان رهگذر که در کوچه میآمدند و میرفتند، آنقدر معطّل میشدند که راه بند میآمد! سقّا با مشک پُر میایستاد و آن سنگینی مشک را تحمّل میکرد و دلش نمیآمد از صدای حضرت سجّاد که قرآن میخواندند تجاوز کند!3 این قرآن، مکتب است و درس است! ما این را کنار گذاشتهایم، آنوقت همهاش میخواهیم خودمان را از غیر قرآن معالجه کنیم؛ مگر میشود؟! لا یزیدُ إلّا بُعدًا!
- الکافی، ج ٢، ص ٥٩٩.
- صحیح البخاری، ج ٦، ص ١١٣؛ أنساب الأشراف، ج ١١، ص ٢١٢.
- الکافی، ج ٢، ص ٦١٦.
