
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
56«نَبز» یعنی لقب را بهطور قبیح و زشت یاد کردن.1 انسان اسامی مردم را آنطور که دوست ندارند، یاد کند، و از خودش برای آنها لقبی بتراشد و با آن لقب آنها را یاد کند. مثلاً بعضی از اشخاصی که نسبت به افراد زیر دست خود، آمر هستند، لقبهایی جعل میکنند و بر روی آنها میگذارند و همیشه آنها را با آن لقب صدا میکنند؛ درحالتیکه آن شخص راضی نیست. مثلاً میگویند: حسن پا برهنه، بدو این کار را بکن! یا حسین کلّهگُنده، این کار را بکن! یا حسن دندانشکسته، این کار را بکن! یا حسن کلّهبزرگ، یا کلّهپَهن، یا چشمدرشت، یا چشمکوچک، یا بینیبزرگ و مانند این امور، این کار را بکن! همۀ اینها نَبَز است و همهاش حرام است! انسان باید دقّت داشته باشد، وإلاّ یکوقت میبیند که از صبح تا غروب چندین مرتبه نَبز به لقب کرده است و اصلاً خیال میکند که اینها اتفاقیّاتی است که باید در هر مجلسی باشد و برای اینکه به انسان بگویند که خوشاخلاق است، باید از این تفکّهات داشته باشد؛ درحالتیکه اینطور نیست، و او با این نبز، مؤمنی را تحقیر کرده و شکسته است و کار حرام کرده است!
﴿وَ لَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِ﴾. «نُبَزَه» یعنی آن کسی که القاب را بهزشتی یاد میکند؛ بر وزن همان هُمَزه و لُمَزه.
﴿بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِ﴾؛ «اگر شما این کارها را بکنید (یعنی دیگران را مسخره کنید یا عیبجویی کنید و یا اینکه القاب را بهزشتی یاد کنید) اینها ایمان شما را میشکند و پایین میآورد و خُرد میکند! و چقدر بد است که انسان بعد از اینکه مؤمن شد و ایمان آورد، کاری کند که بهواسطۀ این اموری که در این آیه بهعنوان فسوق و کارهای زشت و ناپسند تعبیر شده است، به ایمانش لطمه وارد بشود!»
خدا در این آیه خطاب میکند: ﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾؛ این خطاب به کفّار و
- رجوع شود به کتاب العین، ج ٥، ص ١٧٢؛ ج ٧، ص ٣٧٥.
