اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» می‌باشد که در مسجد قائم و چه‌بسا منازل دوستان ایراد فرموده‌اند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پاره‌ای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته‌ و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهل‌بیت علیهم‌ا‌لسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی به‌وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسول‌خدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی به‌اندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان به‌واسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیای‌الهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیه‌های اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱

93
  • اینها چه بر سر فاطمۀ زهرا آوردند، در شرح نهج البلاغۀ ابن‌ابی‌الحدید، این مرد سنّی مذهب شافعیِ معتزلی، خوب بیان می‌کند: «اگر بخواهید بدانید که چرا عایشه با فاطمۀ زهرا دشمنی داشت، من از استادم پرسیدم و او برای من چنین و چنان گفت!» و عللش را مفصّلاً شرح می‌دهد؛ خیلی متقن و محکم.1

  • پیغمبر چقدر عجیب بود! خیلی عجیب بود! این چه تحمّل و چه سعه‌ای بود که در مقابل چشم خود اصلاً حقیقت کارهایی را که شخصی بعداً می‌خواهد انجام بدهد، می‌دید و با این حال، دست از پا خطا نمی‌کرد، حتّی یک جمله، یک کلمه و یا یک حرف اشتباه!

  • یک روز پیغمبر متأثّر شد و زن‌ها هم پیش پیغمبر نشسته بودند، فرمود:

  • لَیتَ شِعری أیّتُکنَّ صاحِبةُ الجَمَلِ الأدبَبِ تَنبَحُها کِلابُ الحَوْأب؛2

  • «نمی‌دانم کدام‌یک از شما است که روی آن شتر سرخ‌مو و بزرگ سوار شده است و دارد می‌رود و سگ‌های حوأب دارند به این شتر حمله می‌کنند و عوعو می‌کنند؟!»

  • پیغمبر این جمله را فرمود؛ زن‌ها همه در فکر رفتند که چه وقتی این اتّفاق می‌افتد، و کدام‌یک از ما روی شتر سرخ‌مو سوار می‌شود و از محلّی به اسم حوأب عبور می‌کند و سگ‌ها به او حمله می‌کنند و پیغمبر از این امر ما ناراحت است؟

  • شیعه و سنّی همه نوشته‌اند و مورّخین مهم مانند طبری نوشته‌اند:

  • عایشه وقتی سوار شتر شد و به بصره آمد تا با امیرالمؤمنین جنگ کند، مهار ناقه را خواهرزاده‌اش عبدالله بن زبیر داشت؛ یک‌مرتبه به سرزمینی در وسط راه رسیدند و سگ‌ها به شتر عایشه حمله کردند. عایشه خیلی زیرک بود، فوراً پرسید: «اینجا کجا است و اسم این زمین را چه می‌گویند؟»

  • گفتند: «اینجا حوأب است.»

    1. شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ٩، ص ١٩٢.
    2. الإیضاح، ابن‌شاذان، ص ٧٥؛ معانی الأخبار، ص ٣٠٥.