
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
206بله، ولی شما به هشت علّت خیانت میورزید و بین گفتار شما و قلب شما هماهنگی نیست:
اوّل: میگویید که ما به خدا ایمان داریم، ولی طبق ایمان به خدا رفتار نمیکنید!
دوّم: میگویید که ما به پیغمبر ایمان داریم و او فرستادۀ خدا است و گفتۀ او گفتۀ خدا است، ولی بر طبق سنّت و فرمایش او رفتار نمیکنید!
سوّم: میگویید که قرآن کتاب ما و کتاب عمل ما است، ولی به قرآن اعتنا ندارید و به آن عمل نمیکنید!
چهارم: میگویید که ما از آتش جهنّم گریزانیم، ولی اعمالی انجام میدهید که به آتش نزدیک میشوید، پس ترس شما از آتش کجا است؟!
پنجم: میگویید که ما بهشت را دوست داریم، ولی اعمالی میکنید که از بهشت دور میشوید، پس دوستی شما به بهشت کجا است؟!
ششم : وفای به عهد نمیکنید، آنوقت توقّع دارید که خداوند علیّ أعلیٰ به عهد شما وفا بکند!
هفتم: میگویید که ما شیطان را لعن میکنیم و از شیطان متنفّر و منزجریم، ولی دائماً اعمالی انجام میدهید که باب رفاقت و دوستی را با او باز میکنید!
هشتم: عیب خود را مخفی میکنید، ولی عیب مردم را آشکار!
به این هشت علّت، خیانت میورزید! بنابراین هنگامی که دعا میکنید، آن حال خواست و دعایی که دارید، خلاف آن زمینۀ قلبی شما است.1
میگویید: «خدایا، ما را اصلاح کن!» آخر اصلاح مترتّب بر اموری است، همان وقتی که میگویید: «خدایا، ما را اصلاح کن!» راضی نیستید که زیر بنای اصلاح، عملی بشود و میگویید که عملی نشود! پس لفظ حکایت میکند که ما را اصلاح کن، ولی قلب میگوید که اصلاح نکن! و بین زبان و قلب هماهنگی نیست.
میگویید: «خدایا، ما را به بهشت ببر!» بهشت رفتن مستلزم عمل صالح است،
- أعلام الدّین، دیلمی، ص ٢٦٩.
