اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» می‌باشد که در مسجد قائم و چه‌بسا منازل دوستان ایراد فرموده‌اند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پاره‌ای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته‌ و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهل‌بیت علیهم‌ا‌لسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی به‌وسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسول‌خدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی به‌اندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان به‌واسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیای‌الهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیه‌های اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم

مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱

174
  • قتل حضرت در مسجد بودند؛ هر سه شمشیرهای تیز و زهرآلود با خود داشتند، و هم‌عهد و هم‌پیمان شده بودند.

  • حُجر بن عَدیّ که آن شب در مسجد کوفه تا به صبح بیدار، و به عبادت مشغول بود، می‌گوید:

  • نزدیک اذان صبح که شد دیدم أشعث بن قیس می‌گوید: «ای ابن‌ملجم، اذان صبح نزدیک شد، برخیز! مبادا درنگ کنی والاّ بعداً رسوا خواهی شد!»

  • من تا این کلام را از او شنیدم، قلبم تکان خورد و گفتم: وَیحَکَ یا أَعوَر! أَ تُریدُ قَتلَ علیٍّ؟! «تو می‌خواهی علی را بکشی؟!»

  • برخاستم و به منزل آمدم تا به امیرالمؤمنین خبر بدهم که اینها امشب قصد سوئی دارند! به مسجد برگشتم و دیدم کار گذشته است و تمام مردم از اطراف و اکناف به مسجد روی آورده‌اند.1

  • امیرالمؤمنین علیه السّلام در محراب می‌افتد و خاک‌های محراب را جمع می‌کند و به مغزِ سر خود می‌گذارد و صدا می‌زند:

  • فُزتُ وَ ربِّ الکعبَة! فُزتُ وَ ربِّ الکعبَة! «قسم به خدای کعبه، فائز شدم و به مقصود رسیدم! (مقصود من این ساعت و این لحظه است!)»

  • ﴿مِنۡهَا خَلَقۡنٰكُمۡ وَ فِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَ مِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ﴾.2

  • جبرائیل در میان آسمان و زمین ندا می‌کند:

  • تَهدَّمَت والله أرکانُ الهُدیٰ؛ «قسم به خدا پایه‌های ایمان شکست!»

  • و انطَمَسَت أعلامُ التُقیٰ؛ «ستاره‌های درخشان تاریک شد!»

  • و انفَصَمَت العُروَةُ الوُثقیٰ؛ «ریسمان محکم ولایت پاره شد!»

  • أیّها النّاس، قُتِلَ علیٌّ المرتَضیٰ، قُتِلَ ابنُ عَمِّ المُصطَفیٰ، قُتِلَ وَصیٌّ المُجتَبیٰ!

    1. العدد القویّة، ص ٢٤٠؛ الإرشاد، ج ١، ص ١٩، با قدری اختلاف در مصادر.
    2. سوره طه (٢٠) آیه ٥٥. معاد شناسی، ج ٦، ص ١٥٩:
      «از زمين، شما را آفريديم و در زمين برمي‌گردانيم و براى مرتبۀ ديگر از زمين بيرون مى‌آوريم!»