
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
151عنوان آموزش ندارد، بلکه حال آن حضرت اینطور بود که به ابنملجم که اسیر در دست خود است، نگاه میکرده و میگفت:
باید به اسیر ترحّم کرد! هر جنایتی کرده است، الآن اسیر است؛ او را نباید تشنه گذاشت، او را نباید گرسنه گذاشت! و وقتی من از دار دنیا رفتم، او را آتش نزنید، دست و پای او را نبُرید که در شرع اسلام حرام است!1
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٧ به نقل از ابوالحسن البکری در مقتل امیرالمؤمنین علیه السّلام، به إسناد خودش از لوط بن یحییٰ، از مشایخش:
«... ثمّ التَفَتَ علیه السّلام إلیٰ وَلَدِهِ الحَسَنِ علیه السّلام و قالَ لَهُ:
”ارفُق یا وَلَدی بِأسِیرکَ وَ ارحَمهُ و أحسِن إلیهِ و أشفِق علیه! أ لا تَری إلیٰ عَینَیهِ قد طارَتا فی أُمِّ رَأسِهِ و قَلبُهُ یَرجُفُ خَوفًا و رُعبًا و فَزَعًا؟!“
فَقالَ لَهُ الحسنُ علیه السّلام: ”یا أباه، قد قَتَلَکَ هَذا اللَّعِینُ الفاجِرُ و أفجَعنا فیکَ، و أنتَ تَأمُرُنا بِالرِّفقِ بِهِ؟!“
فَقالَ لَهُ: ”نَعَم یا بُنَیَّ! نَحنُ أهلُ بَیتٍ لا نَزدادُ عَلَی المُذنِبِ إلینا إلّا کَرَمًا و عَفوًا؛ و الرَّحمَةُ و الشَّفَقَةُ مِن شیمَتِنا لا مِن شیمَتِهِ! بِحَقّی عَلَیکَ فَأطعِمهُ یا بُنَیَّ مِمّا تَأکُلُهُ و اسقِهِ مِمّا تَشرَبُ، و لا تُقَیِّد له قَدَمًا وَ لا تَغُلَّ له یَدًا!
فَإن أنا مِتُّ فاقتَصَّ مِنهُ بِأن تَقتُلَهُ و تَضرِبَهُ ضَربَةً واحِدَةً و تُحرِقَهُ بِالنّارِ، و لا تُمَثِّلَ بِالرَّجُلِ، فَإنّی سَمِعتُ جَدَّکَ رَسولَاللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم یقولُ: «إیّاکُم و المُثلَةَ، و لو بِالکلبِ العَقورِ!»
و إن أنا عِشتُ فَأنا أولیٰ بِالعَفوِ عنهُ و أنا أعلَمُ بما أفعَلُ به؛ فإن عَفَوتُ فَنَحنُ أهلُ بَیتٍ لا نَزدادُ عَلَی المُذنِبِ إلینا إلّا عَفوًا وَ کَرَمًا!“»
«حضرت علی رو به فرزندش امام حسن علیهما السّلام نمود و به او فرمود: ”ای فرزندم، با اسیرت مدارا کن و به او احسان نما و با او با دلسوزی و شفقت رفتار کن! آیا نمیبینی که چشمانش چگونه در سرش میگردد و قلبش از ترس و وحشت و اضطراب میلرزد؟!“
امام حسن علیه السّلام عرض کرد: ”پدرجان، این ملعون فاجر گناهکار، تو را کشته است و ما را به مصیبت قتل تو مبتلا و دردمند نموده است، و تو به ما امر میکنی که با وی مدارا نماییم؟!“
حضرت فرمود: ”بله ای فرزندم، ما اهلبیتی هستیم که نسبت به کسی که به ما بدی کرده باشد جز با کرم و عفو و بخشش رفتار نمیکنیم، و رحمت و شفقت و دلسوزی از اخلاق و صفات ماست، نه اخلاق او. تو را قسم میدهم به حقی که بر تو دارم، که از آنچه میخوری به او غذا بده و از آنچه مینوشی او را سیراب نما! و پاهایش را در بند نکش و دستانش را در غل و زنجیر نکن!
اگر من از دنیا رفتم او را قصاص نما بدین نحو که وی را بکشی و فقط یک ضربه بزنی و سپس آتش بزنی؛ و این مرد را مثله نکن (یعنی دست و پا و چشم و گوش و بینیاش را نبر)! چون من از جدّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که فرمود: «بپرهیزید از مثله کردن، گرچه دربارۀ سگ گزندۀ هار باشد!»
و اگر من زنده ماندم، نسبت به عفو وی سزاوارترم و خودم بهتر میدانم که چگونه با او رفتار کنم؛ پس اگر عفو نمایم، ما اهلبیتی هستیم که نسبت به کسی که به ما بدی کرده باشد جز با عفو و کرم رفتار نمیکنیم!“»
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٧ به نقل از ابوالحسن البکری در مقتل امیرالمؤمنین علیه السّلام، به إسناد خودش از لوط بن یحییٰ، از مشایخش:
