
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
39أعوذُ بالله من الشَّیطان الرَّجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
بصیرت انسان عالم نسبت به جاهل
﴿أَ فَمَن يَعۡلَمُ أَنَّمَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ ٱلۡحَقُّ كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾؛1 «آیا آن کسی که میداند آنچه از طرف خدا بر تو نازل میشود حقّ است، مثل آدم کور میماند؟!»
در بعضی جملات استفهامی، طلب فهم از یکی از دو قضیّۀ نفی و اثبات است؛ مثلاً در جملۀ «چایی دادید یا ندادید؟» اثباتش «دادید» است و نفیاش «ندادید» است، یا مثل «رفقا آمدهاند یا نیامدهاند؟» و... ؛ امّا در این آیه، دو طرف استفهام یک شکل نیامده است، ولی باید اینطور باشد: «أ فمَن یعلَمُ أنّما أنزِلَ إلیکَ مِن ربِّک الحَقُّ کمَن لا یعلَمُ ذلک؛ ”مثل آن کسی است که نمیداند؟!“» مانند: ﴿قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾.2 پس اینجا که طرف و عِدل استفهام، یعنی همکفّۀ ترازوی مُستفهَمٌ عنه، «کمَن لا یعلَم» واقع نشده است، بلکه ﴿كَمَنۡ هُوَ أَعۡمَىٰٓ﴾، «مثل آن شخصی است که کور است» واقع شده است، به جهت این است
- سوره رعد (١٣) آیه ١٩.
- سوره زمر (٣٩) آیه ٩. الله شناسی، ج ٢، ص ٢٠٨:
«بگو: آیا یکسان هستند کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند؟!»
