
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
43هیچ گوشی ندارد و اصلاً صدای مادر و صدای پدر را نشنیده است، نمیفهمد صدای برادر چیست، نمیفهمد صدای غرّش توپ و رعد و برق چیست، صدای خوش، صدای بلبل، صدای قرآن، اصلاً هیچ چیز نمیفهمد، و شما این را هم فرض کنید که همان آدم است که جهازاتش و همه چیزش تمام است، امّا چشم ندارد و گوش هم ندارد؛ این شخص در آن عالم مدرکات خودش که فرض کردیم فهم و مغز هم دارد، خودش را با خارج در چه ربطی میبیند؟! او از این موجوداتی که خداوند خلق کرده است و افرادی که آمدهاند و رفتهاند و چشم داشتهاند و گوش داشتهاند و این هیاهو که در عالم است، بههیچوجه من الوجوه خبری هم ندارد!
حال اگر فرض کنید که حسّ لامسه هم نداشته باشد؛ یعنی مادرش اگر دست به بدنش بکشد، این حسّ را هم ندارد که بفهمد که لمس چیست! ممکن است گوش نداشته باشد و چشم هم نداشته باشد، ولی مادر که لقمه را در دهان او میگذارد، با حسّ لامسه ادراک میکند؛ یا بدنش که میخارد، مادر میخاراند ادراک میکند؛ امّا این حسّ را هم ندارد. این انسان همه چیز دارد ولیکن مایۀ انسانیّت و اصالت انسانیّت را که عبارت است از فهم و ادراک و این امور، ندارد؛ کأنّه هیچ چیز ندارد!
قرآن اینطور میگوید که: آن افرادی که در شک و تردید هستند و نمیدانند آنچه بر تو نازل میشود، اینها کورند، اصلاً چشم ندارند، گوشهایشان هم سنگین شده است و نمیفهمند، قلب ادراک نمیکند! تمام این حواسّ ظاهر که ما به آنها دادیم، برای این است که اینها دریچهای باشد برای حواسّ باطن؛ بصر برای بصیرت است، سمع برای استماع سخنان حق است، قلب و فؤاد برای ادراک است. اگر اینها را داشت ولی راهی به آن باطن نداشت، پس این بدترین افراد و محرومترین افراد است! مثل کسی است که افتاده است و خورشید میآید و میرود، ماه هم شب طلوع میکند، ستارگان هم ظهور میکنند، بادهای ملایم هم میوزد و صداها و نغمههای خوش ألحان مرغان بهاری هم میآید، ولی این شخص نه چشم دارد که ببیند، نه گوش دارد که بشنود؛ این از آن نعمتهای پروردگار چه استفادهای میکند؟!
