
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
جلد اول از مجموعۀ ارزشمند «مبانی اخلاق در آیات و روایات» متن پیاده شدۀ سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه، پیرامون «مبانی و دقایق اخلاقی» میباشد که در مسجد قائم و چهبسا منازل دوستان ایراد فرمودهاند که در ضمن تفسیر آیات کریمه و روایات شریفه و برخی ادعیۀ مأثوره، با بیانی شیوا و روان، به تحلیل و تفسیر پارهای از رموزِ برخی اخلاق حسنه و سیّئه پرداخته و مشتاقان لقای پروردگار و عاشقان حریم معبود را بر سفرۀ معارف ناب قرآن و اهلبیت علیهمالسلام فراخوانده و راه را برای وصول به آن حریم هموار ساخته است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • نحوۀ تخاطب بنده با پروردگار در نماز • بصیرت انسان عالِم نسبت به جاهل • عدم ادراک حقیقت هستی بهوسیلۀ علوم ظاهری و مادّی • تأسّی به رسولخدا به عنوان اسوۀ حسنه • حدّ کمال هر امّتی بهاندازۀ حدّ کمال پیغمبر آن امّت • نحوۀ عطوفت فرزندان نسبت به والدین از روی خضوع و خشوع • اهمیّت صلۀ رحم و دستورات اسلام نسبت به آن • جامعیت اسلام در جمع بین حکم عفو و قصاص • فلسفۀ دعا و شرایط استجابت • تغییر مقدّرات انسان بهواسطۀ دعا • کیفیت نزول مقدّرات در شبهای قدر • اطلاع ائمۀ اطهار و اولیایالهی از تقدیر الهی • حرمت اعانت بر گناه و اعانت بر ظلم • دیدگاه علامه طهرانی نسبت به برگزاری مجالس و محافل • توضیح توصیههای اخلاقی در برخی سُوَر قرآن همچون: سورۀ حجرات، سورۀ اسراء و سورۀ تحریم
مبانی اخلاق در آیات و روایات - ج۱
28بنده دارم این معانی را برای شما بیان میکنم، اگر بخواهم به این معنا توجّه کنم، شما گم میشوید. انسان در لحاظ واحد نمیتواند دو لحاظ استقلالی بکند؛ یا باید شما باشید یا باید این معنا باشد و یا این لفظ باشد! اگر شما باشید، معنا و لفظ میرود؛ اگر معنا باشد، لفظ و شما میروید؛ اگر لفظ باشد، معنا و شما میروید! مگر غیر از این چیزی هست؟! ولیکن ما حتماً بایستی در این سورۀ حمد که واجب است در نماز قرائت کنیم، حمد خدا را با این جملات بخوانیم و این معانی را هم بیاوریم، و حمد پروردگار و محامد خدا را بیان کنیم: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾، واقعاً باید از خدا تقاضا کنیم که ﴿إهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾؛ ولیکن نباید نظر استقلالی به این معانی بکنیم!
الآن که بنده با شما صحبت میکنم و شما مخاطب هستید، نظر استقلالی به این معنا و به این لفظ نمیشود؛ درحالیکه همۀ آن معانی، مرتّب و منظّم و در جای خود ثابت هستند. واعظی که یک ساعت صحبت میکند، مخاطبش مردم هستند ولی معانی چنان مسلسلوار و مرتّب در ذهنش میآید و چنان برای آن معانی، منظّم و بدون اشتباه، استخدام الفاظ میکند و بدون یک لکنت زبان، یک ساعت صحبت میکند! ما هم در حال نماز باید همینطور باشیم. اگر توجّه به لفظ کنیم، هم خدا و هم معنا از بین رفته است؛ اگرتوجّه به معنا کنیم، خدا از بین رفته است؛ امّا اگر به خدا توجّه کنیم و خدا مخاطب باشد، آنوقت هم این الفاظ و هم این معانی، همه در جای خود به نحو أحسن میآیند و هر کدام جای خودشان را میگیرند، امّا آلةً، نه استقلالاً.1
سؤال: یعنی دیگر از خدا اعانت نکند؟!
جواب: ﴿إِيَّاكَ﴾ میگوید؛ پس ﴿إِيَّاكَ﴾ دیگر چیست؟!
سؤال: قصدم این است که من میخواهم فقط با توحرف بزنم؛ حالا حرف من چیست [دیگر مهم نیست]!
جواب: نهخیر، آن لقلقۀ لسان است؛ ولی او دارد سورۀ حمد را میخواند و خدا
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرّد، ص ١٦١.
