
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
28مریض شود، و احتیاج به عمل جرّاحى داشته باشد؛ به چه طبیبى مراجعه مىکنید؟ به طبیب استادى که از همه حاذقتر باشد؟ و یا به هر طبیبى گرچه در درجۀ أعلاى از حذاقت نباشد؟ با فرض آنکه شما به هر دو نفر از آنها دسترسى دارید؛ و مراجعۀ به هر یک براى شما إمکان دارد؟
گفت: واضح است که به شخص استادتر و طبیب ماهرتر مراجعه مىکنیم.
گفتم: إمامیّه یعنى شیعۀ قائل به خلافت بلا فصل علىّ بن أبیطالب علیه السّلام، نیز بر همین أساس و قاعده از او تبعیّت مىنمایند، و أحکام دین خود را بعد از ارتحال رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلّم از او أخذ مىکنند.
گفت: آن خلفاى دیگر داراى فضل و سابقۀ جهاد و هجرت بودهاند؛ و به کتاب الله علم و اطّلاع داشتند.
گفتم: اینک که ما درصدد نفى فضل و سابقۀ جهاد، و هجرت و علم به کتاب الله نیستیم، و من هم در این سخنم ردّى از آنها براى شما نیاوردیم! ما مىگوئیم: عَلیّ أفْضَل است؛ و أعْلَم است؛ و باید انسان به أعْلَم رجوع کند و از او پیروى نماید. شیعه از روز نخستین بر این أصل از علىّ پیروى کرد؛ بدون آنکه فضل و شرف أصحاب مؤمن و مجاهد و فداکار در راه رسول خدا را إنکار کند.
در جائى که در نزد همه مسلّم است و در کتب معتبره و صحاح آمده است که: رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرموده است: عَلِیٌّ أقْضَاکُمْ؛ عَلِیٌّ أفْقَهُکُمْ؛ وَ أعْلَمُ اُمَّتِی بِکِتابِ اللهِ1، و عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ حَیْثُمَا دَارَ، وَ أنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا.
- شیخ الإسلام حَمُّوئى در «فرائد السمطین»، ج ١، ص ٩٧ در باب ١٨، روایتى را از قدوة الحکماء الرّاسخین: نصیر الدین محمّد بن محمّد بن حسن طوسى با دو سند، أول از إمام برهان الدین محمّد بن محمّد حمدانى قزوینى، و دیگر از دائى خودش: إمام نور الدّین على بن محمّد شعبى، هر یک از آن دو با سلسلۀ سند متصل خود از عبّاد بن عبد الله از سلمان فارسى از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که فرمود: أعلم اُمَّتی من بعدی علیّ بن أبیطالبٍ.
«داناترین و دانشمندترین اُمَّت من پس از من، علىّ بن أبیطالب است.» و این حدیث را خوارزمى در «مناقب» از طبع سنگى ص ٤٩ و از طبع سنگى ص ٤٠ و در «مقتل الحسین (ع)» ج ١، ص ٤٠ آورده است.
- شیخ الإسلام حَمُّوئى در «فرائد السمطین»، ج ١، ص ٩٧ در باب ١٨، روایتى را از قدوة الحکماء الرّاسخین: نصیر الدین محمّد بن محمّد بن حسن طوسى با دو سند، أول از إمام برهان الدین محمّد بن محمّد حمدانى قزوینى، و دیگر از دائى خودش: إمام نور الدّین على بن محمّد شعبى، هر یک از آن دو با سلسلۀ سند متصل خود از عبّاد بن عبد الله از سلمان فارسى از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که فرمود: أعلم اُمَّتی من بعدی علیّ بن أبیطالبٍ.
