اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج11

0
اعتقادات

جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، «حدیث باب مدینة‌العلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری  • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت می‌داند  • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین  • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها»   • نمونه‌های متعددی از قضاوتهای شگفت‌انگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایه‌های الهی  • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی  • گوشه‌ای از جنایات وهابی‌ها  • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را از روایات   • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت  • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان

امام شناسی ج11

83
  • إى جماعت مردم! من شهر حکمت مى‌باشم، و علىّ بن أبی‌طالب دَرِ آن شهر است، و هیچ‌گاه نمى‌توان در شهر وارد شد مگر از سوى در آن شهر! و دروغ مى‌گوید کسى که مى‌پندارد مرا دوست دارد و على را مبغوض دارد! 

  • إى جماعت مردم! سوگند به آن که مرا به نبوّت برانگیخت؛ و مرا از جمیع مردمان برگزید و انتخاب فرمود؛ من علىّ را در روى زمین به منصب إمامت و شاخص و نمونه أکمل، نصب نکردم؛ مگر آنکه قبلا خداوند نام او را در آسمان‌هایش بلند کرد؛ وصیت و آوازه او را إظهار نمود؛ و ولایت او را بر همه فرشتگانش فرض و لازم شمرد.»

  • و دیگر نیز ابن بابویه با سند متّصل خود از زیاد بن منذر از حضرت أبوجعفر الباقر علیه السّلام روایت کرده است که گفت: من از جابر بن عبد الله أنصارى شنیدم که مى‌گفت: رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم روزى در منزل اُمُّ إبْرَاهیم بودند؛ و در نزد آن حضرت چند نفر از اصحاب بود که عَلِیُّ بْنُ علیه السّلام روى آورد.

  • چون چشم پیامبر از دور به او افتاد گفت: یَا مَعَاشِرَ النَّاسِ! أقْبَلَ إلَیْکُمْ خَیْرُ النَّاسِ بَعْدِی‌! وَ هُوَ مَوْلاَکُمْ؛ طَاعَتُهُ مَفْرُوضَةٌ کَطَاعَتِی‌؛ وَ مَعْصِیَتُهُ مُحَرَّمَةٌ کَمَعْصِیَتِی‌.

  • مَعَاشِرَ النَّاسِ! أنَا دَارُ الْحِکْمَةِ و عَلِیٌّ مِفْتَاحُهَا وَ لَنْ یُوصَلَ إلَی الدَّارِ إلاَّ بِالْمِفْتَاحِ؛ وَ کَذبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ یُحِبُّنِی وَ یُبْغِضُ عَلِیًّا!.1

  • «إى جماعت مردم! بهترین مردم پس از من، به شما روى آورد؛ و اوست صاحب اختیار شما! إطاعت از او واجب است مانند إطاعت از من؛ و معصیت او حرام است مانند سرپیچى از من.

  • إى جماعت مردم! من خانۀ حکمتم و على کلید آن خانه است؛ و أبداً نمى‌توان به خانه دست یافت، مگر به واسطه کلید آن؛ و دروغ مى‌گوید آن که مى‌پندارد: مرا دوست دارد و علىّ را مبغوض.» 

  • و دیگر شیخ طوسى در «امالى» با سند متّصل خود از عبد الرحمن بن نهمان از

    1. «غایة المرام»، ج ٢، ص ٥٢٤، باب ٣٤، حدیث ٤، از خاصّه.