
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
75عَنْهَا غَرِقَ؛ وَ مَثَلُکُمْ مَثَلُ النُّجُومِ کُلَّمَا غَابَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ إلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.1
«اى علىّ! من شهر حکمت هستم و تو دَرِ آن شهر هستى! و هیچگاه نمىتوان وارد در شهرى شد مگر از سوى دَرِ آن شهر. و دروغ مىگوید کسى که مىپندارد: مرا دوست دارد و بغض تو را در دل. زیرا که تو از من هستى و من از تو هستم! گوشت تو از گوشت من است! و خون تو از خون من است! و روح تو از روح من است! و تو إمام اُمَّت من مىباشى! و پس از من جانشینم بر آنها مىباشى، پیروزى از آنِ کسى است که از تو پیروى کند؛ و بدبختى از آن کسى است که مخالفت تو نماید؛ و منفعت کسى مىبرد که در تحت ولایت تو درآید؛ تهیدست مىشود کسى که با تو دشمنى ورزد؛ و رستگار مىشود کسى که ملازم تو باشد! و هلاک مىشود کسى که از تو دورى گزیند. مَثَل تو و مَثَل إمامان از أولاد تو پس از من، مَثَل کشتى نوح است؛ کسى که بر آن سوار شود، نجات یابد؛ و کسى که تخلّف ورزد غرق گردد. و مِثال شما مِثال ستارگان آسمان است که: هر گاه ستارهاى غائب شود، ستارۀ دیگرى طلوع مىکند؛ تا روز قیامت.»
و حاکم حَسکانىّ در تفسیر آیۀ: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.2
«و ما نفرستادیم پیش از تو (اى پیغمبر) مگر مردانى را که وحى مىفرستیم به سوى آنها، پس شما اگر از این مطلب اطّلاعى ندارید از أهل ذکر سؤال کنید!»
با سند متّصل خود، از حارث روایت کرده است که: گفت: از عَلِىّ راجع به این آیۀ: فَاسْئَلُوا أهْلَ الذِّكْرِ سؤال کردم، گفت: وَاللهِ إنَّا لَنَحْنُ أهْلَ الذِّکْرِ؛ نَحْنُ أهْلُ الْعِلْمِ؛ و نَحْنُ مَعْدِنُ التَّأْوِیلِ وَالتَّنْزِیلِ؛ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم یَقُولُ: أنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أرَادَ الْعِلْمَ فَلْیَأتِهِ مِنْ بَابِهِ.3
«قسم به خدا ما فقط و فقط أهل ذکر هستیم البتّه البتّه؛ ما أهل علم هستیم، ما
- «غایة المرام»، ج ٢، ص ٥٢٢ و ص ٥٢٣، حدیث شمارۀ ٧، از خاصّه.
- «آیۀ ١٦، از سورۀ ٤٣: نحل» و همچنین در «آیۀ ٧، از سورۀ ٢١: أنبیاء» جملۀ فاسئلوا أهل الذكر إن كنتم لا تعلمون وارد شده است. و در صدر آن لفظ مِنْ نیست: وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ الآیة.
- «شواهد التنزیل»، ج ١، باب ٨٢، ص ٣٣٤.
