
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
54آنکه أنواع حرفهها و صنایع را از راه خودشان که تعلّم و فراگیرى را از عالم به این فنون باشد، باید أخذ کرد؛ و اقتدار و توانائى براى عمل به اینها را باید با ممارست و تکرار عامل آن به دست آورد.
و مثل آنکه فنون و صناعات علمیّه را باید از همان طرق و وجوه وصول به آنها که أخذ و یاد گرفتن از عالم به آنها باشد؛ و درس خواندن در نزد او و بحث و تعلّم و تمرین فرا گرفت.
و مثل آنکه علوم و أعمال إلهیّه را از وجوه خودشان که أخذ از عالم إلهى باشد؛ و ممارست در نزد او و تعلیم او بدست آورد. پس عمده در طلب امور، طلب این وجوهى است که ذکر شد. و عمده در طلب آخرت و علوم إلهیّه، طلب عالم إلهى است که مُجاز و منصوب باشد از خداوند بدون واسطه و یا واسطه و یا با وسائطى؛ و بعد از شناختن او، تسلیم شدن در برابر تعلیم و تربیت او، نه أخذ از پدران و اقران و همنوعان و مشاهدات و عمل به رسوم و عادات.
زیرا که در أخبار و آیات مذمّت کسانى که گفتهاند: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ.1
«ما پدران خود را در مقصود و روشى یافتهایم؛ و ما هم در پیروى آن خصائص، راهیافتگانیم.» وارد شده است. و بنابراین کسى که در علمش و عملش تأمّل ننماید، که از چه کس أخذ مىکند؛ و عالم إلهى را هم با کمترین مرتبۀ تمیز و تشخیص که گفتارش مطابق کردارش باشد؛ تمیز و تشخیص ندهد؛ چنین کسى مطرود و مبغوض خواهد بود؛ چه آنکه خود عالمى مفتى و مقتداى اُمَّت قرار گیرد؛ و یا جاهلى باشد که از سواقط و بیمایگان به شمار آید.2
گفتار ملاّ عبد الرّزّاق و صاحب تفسیر «بیان السّعادة» دربارۀ این آیه
و در تفسیر ملاّ عبد الرّزّاق کاشانى آورده است که: نیکوئى و برّ آن نیست که در دلهایتان از پشت دل وارد شوید؛ یعنى از طرق حواسّ خود، و معلومات خود که از مشاعر بدنیّه گرفته شده است؛ زیرا که پشت دل آن جهتى است که پهلوى
- «آیۀ ٢٢، از سورۀ ٤٣: زخرف» و در «آیۀ ٢٣، از سورۀ ٤٣: زخرف» نیز آمده است: إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ.
- تفسیر «بیان السّعادة»، طبع سنگى، ص ٩٧.
