
امام شناسی ج11
جلد یازدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اعلمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام»، «حدیث باب مدینةالعلم از حیث سند و دلالت» و «قضاوتهای امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • علم و عرفان خداوندی، از شرائط اولیه رهبری • دین اسلام شرط رهبری را اعلمیّت از جمیع افراد امت میداند • اعلمیت امیرالمؤمنین بر طبق روایات متواتره از پیامبر و اجماع مسلمین بلکه موحدین • بحث مفصل دربارۀ سند و دلالت حدیث «انا مدینة العلم و علیٌّ بابها» • نمونههای متعددی از قضاوتهای شگفتانگیز و حل مسائل مشکل توسط امیرالمؤمنین علیهالسلام • حکومت غاصبان، مانع بهرمندی مردم از سرمایههای الهی • جهالت غاصبان خلافت به معارف دینی و مسائل شرعی • گوشهای از جنایات وهابیها • حذف بخاری و مسلم، فضائل و مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام را از روایات • جهل به مقام والای امیرالمؤمنین علیهالسلام، علّت کنار زدنِ او از خلافت • امیرالمؤمنین، معشوق حقیقی ممکنات در عالم امکان
امام شناسی ج11
252جواز ساختن قبور أئمّه علیهم السّلام؛ و إهداء فرش و چراغ
اینها مىگویند: نماز خواندن بر سر قبر إمامان جایز نیست؛ بوسیدن در و دیوار ضریح، بوسیدن چوب و سنگ و فلز است. این گنبدهاى طلا، و درهاى طلا، و صندوقهاى خاتم، به چه درد إمام مىخورد؟ آنها را اگر صرف فقراء و امور خیریّه و فرهنگ کنیم بهتر است. توسّل به إمام شرک است. زیارت امام، زیارت مرده است. إمام با سایر مردم تفاوت ندارد. پیغمبر چون از دنیا رفت، مردهاى بیشتر نیست.
جواب آن است که بحمد الله و المنة دورۀ این یاوهسرائىها سرآمده است. خیانت شما در این مغالطهها ظاهر است. و اصولاً چون شما مردمى دروغگو و دروغ پردازید؛ و أمثال و أشباهى از خیانتهاى شما براى مردم برمَلا شده است؛ دیگر نه دانشجو گوش به سخن شما مىدهد، نه دانشآموز، نه بازارى، نه روفتهگر کوچه!
بوسیدن قبر إمام همانند بوسیدن قرآن و دست عالِم، بوسیدنِ روح إمام است، و تواضع به عظمت مقام او.1 نماز خواندن بر سر قبر إمامان بالأخصّ، نه تنها جایز است، بلکه ثواب دارد؛ آن هم ثوابى که هیچ ثوابى به پاى آن نمىرسد.
این گنبدهاى طلا، و درهاى نفیس، همانند جواهرات کعبه، نه از مال مسلمین است که به ورّاث برسد؛ نه از خمس2 است که در مصارف خود خرج شود، نه از زکوات و صَدَقات است که باید به مصارف معیّن و موارد هشتگانه3
- .گر میسّر نشود بوسه زنم پایش را ** هر کجا پاى نهد بوسه زنم جایش را
بر زمینى که نشان کف پاى تو بود ** سالها بوسهگه أهل نظر خواهد بود - نیمۀ أول از «آیۀ ٤١، از سورۀ ٨: أنفال»: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ «و بدانید آنچه را که شما بهره مىبرید و منفعت مىنمائید از هر چیز که باشد؛ خمس آن براى خداست و براى رسول خدا و ذوى القرباى رسول خدا و ذوى القرباى رسول خدا و یتیمان و مسکینان و در راه واماندگان اگر شما به خدا ایمان آوردهاید.»
- «آیۀ ٦٠ از سورۀ ٩: توبه»: إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللهِ وَ اللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ «مصرف صدقات، براى فقراء، و بیچارگان درمانده، و متصدّیان جمعآورى و مصرف صدقات، و براى متمایل نمودن دشمنان و کافران به اسلام، و براى آزاد کردن بندگان، و براى قرضداران، و آنچه در راه خدا باشد، و براى در راه واماندگان است. این حکم واجب است از جانب خدا، و خدا دانا و کارهایش از روى اتقان و استحکام و مصالح عالیه است».
- .گر میسّر نشود بوسه زنم پایش را ** هر کجا پاى نهد بوسه زنم جایش را
